دکتر یدالله احمدی ملایری، نویسنده ایرانی کتابی درباره احمد محمود و عبدالرحمن منیف برنده جایزه «یوسف بکار» شد.

یدالله ملایری، الجیران فی شرق المتوسط»

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، پژوهشگر ایرانی، یدالله ملایری، نویسنده کتاب «الجیران فی شرق المتوسط» و پژوهشگر اردنی، عباس عبدالواحد عباس، نویسنده کتاب «عبدالوهاب عزام» به طور مشترک برنده نخستین دوره «جایزه بکار» شدند.

یدالله ملایری دانشیار ادبیات همسنج و نقد رمان عربی و پارسی دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران است که داوری چهلمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران را نیز در کارنامه دارد.

نام کتاب «الجیران فی شرق المتوسط»(همسایه‌ها در شرق مدیرانه)برگرفته از نام دو رمان «همسایه‌ها» اثر رمان‌نویس برجسته ایرانی، زنده‌یاد احمد محمود و «شرق المتوسط» نوشته نویسنده سرشناس عرب عبدالرحمن منیف است. این اثر برگزیده که به بررسی همسنج رمان‌های احمد محمود و عبدالرحمن منیف می‌پردازد از سوی انتشارات سرشناس دار الطلیعه در بیروت چاپ شده است.

یدالله ملایری دو رمان «شرق المتوسط» و «النهایات» نوشته عبد الرحمن منیف را با نام‌های «فغان شرق» و «پایان‌ها» به فارسی برگردانده است.

انجمن نویسندگان اردن، امسال، نخستین دوره «جايزه يوسف بكار برای پژوهش های همسنج شرقی میان زبان های عربی و پارسی و ترکی» را برگزار کرد.

در بیانیه انجمن نویسندگان اردن از زبان استاد یوسف بکار، ایران‌شناس برجسته اردنی آمده این جایزه سالانه خواهد بود و اختصاص مبلغ جایزه از سوی این چهره برجسته فرهنگ اردن و جهان عرب برخاسته از باور وی به ضرورت برانگیختن پژوهشگران به نوآوری و ابتکاری است که راه بهره‌گیری از پیوندها و ناهمسانی‌ها و همسانی‌های میان تمدن‌ها و آفرینش‌های هنری را هموار می‌کند.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...