رمان 1984 نوشته‌ی "جورج اورول" به عنوان بهترین کتابی که قرن بیستم را به تصویر می‌کشد، انتخاب شد.

روزنامه‌ی گاردین در گزارشی، فهرست کتاب‌هایی را که به بهترین شکل، ویژگی‌های قرن بیستم، یعنی پارانویا (کج‌خیالی)، تبلیغات و ‌شعارهای توخالی و جنگ‌های دایمی را نشان می‌دهند، منتشر کرده، که کتاب «1984» نوشته‌ی جورج اورول - خالق "قلعه‌ی حیوانات" - در رتبه‌ی اول این فهرست قرار گرفته است.

انتخاب کتاب برتر، از طریق نظرسنجی اینترنتی انجام شده، که «1984» حدود 22 درصد آرا را به‌دست آورده است.

به گزارش ایسنا، از دیگر کتاب‌هایی که جزو برترین آثار مشخص‌کننده‌ی قرن بیستم قرار گرفته‌اند، به "دل تاریکی" نوشته "جوزف کنراد"، "خوشه‌های خشم" نوشته‌ "جان اشتاین‌بک"، "یادداشت‌های یک دختر جوان" نوشته‌ "آن فرانک"، "ناتور دشت" نوشته‌ "جی.دی سالینجر"، "گتسبی بزرگ" اسکات فیتس جرالد، "مخمصه"ی جوزف هلر، "دنیای متهور نو" از آلدوس هوکسلی و "یادداشت‌های بریجت جونز" نوشته‌ی هلن فیلدینگ می‌توان اشاره کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...