محمد حسین طاهری

اگر قرار باشد چیز گران‌بهایی را از چشم دیگران پنهان سازید، چه راهی را انتخاب می‌کنید؟ درون صندوق جواهرات یا گنجه‌ی اشیای قیمتی‌تان قرارش می‌دهید یا از گاوصندوق‌های ضد سرقت استفاده می‌کنید؟!
اما سرویس‌های ضدجاسوسی روش بهتری طراحی کرده‌اند؛ که امنیت داده‌های اطلاعاتی را چند برابر بالا می‌برد. برای اینکار اطلاعات اصلی و با ارزش را در میان انبوهی از اطلاعات غیر اصلی و بی‌ارزش پراکنده می‌کنند و از سمت دیگر با ساختن شایعه از دل واقعیت ایجاد شبهه می‌کنند. و البته این کار برای خودش اهل فنی دارد که منظور ما نیست. 

راه کجاست؟ حقیقت چیست؟ شیوه‌ی نیل به سعادت چطور است؟ از کجا آمده‌ام و به کجا می‌روم؟ و هزار سوال دیگر از این دست که امروزه بازار گرمی دارند. کافیست تنها سری به فهرست کتب منتشره ذیل عنوان "عرفان" بزنیم. سیاهه‌ای طویل و عریض از عرفان سرخ پوستی و هندی و تبتی و چینی و ژاپنی گرفته تا آموزه های عرفانی عرفا و ادبا و فضلای داخلی و معاصر و غیره، پیش چشمتان خواهد بود.

عشق دریایی کرانه ناپدید است و در این وادی راه پیمودن را بی پیر نتوان. و البته از پیران جدید نیز رمان‌ها می‌توان ساخت که به زور اکس و شیشه و شهد و شراب و خلاصه هر ابزار کمکی و کاتالیزور دیگری مرید و آواره‌ی وادی حیرت را به ساحل امن سرگردانی رهنمون می‌کنند. و البته که تا نیل به لقاءالله راهی است بس دراز. و حقیقتا طی این مرحله بی‌خضر همان و سرهای بریده‌ی بی‌گناه همان. اگر شیطان و حاجب حریم قدسی حضرت تعالی در سر هر کوی و برزن، یکی از شاگردان خود را برای راهزنی بگمارد؛ بی‌شک این اتوبان الهیت را لشگری از جنودش در کمین خواهند بود که به کالایی مقبول، شاید به سجاده و تسبیح و یا در قالب کتابهای رنگارنگ از عرفان‌های سریع السیری چون اکنکار و اوشو و ... و دیگر بزرگان! طریقت به مسیر خود هدایت! خواهند کرد. در واقع شاید همان شیوه‌های ضد جاسوسی علت این انبوه کتاب‌های پر زرق و برق و خوش رنگ و لعاب است.

در بین کتاب‌های کتاب فروشی چشمم را می‌گیرد. رساله لقاء الله. تالیف عارف کامل میرزا جواد آقا ملکی تبریزی. به کوشش صادق حسن زاده. صفحه‌ی اولش را ورق می‌زنم تا ببینم چقدر باید خرجش کنم. ناشر انتشارات آل علی است و نوبت چاپ ششم با قیمت 1200 تومان. در سیصد صفحه و با فونت و صفحه‌بندی مناسب. متن عربی و فارسی به شکلی که از هم تمیز داده بشوند؛ به همراه زیرنویس‌های به جا و کافی. کتاب را ورقی می‌زنم. در صفحه‌ی چهارده چنین آمده است:
" کشف حجب نورانیه و ظلمانیه که برای عبد شد، آن وقت معرفت بر ذات حق تعالی و اسماء و صفات او پیدا می‌کند که آن معرفت از جنس معرفت قبل از آن کشف نیست. به عبارت دیگر، انوار جمال و جلال الهی در قلب و عقل و سرّ خواص اولیای او  تجلی می‌کند و به درجه‌ای که او را از خود فانی می‌نماید و به خود باقی می‌دارد. آن وقت محو جمال خود نموده و عقل او را مستغرق معرفت خود کرده و به جای عقل او، خود تدبیر امور او را می نماید."
مشتاق می‌شوم که ادامه دهم. صفحه‌ها را یکی یکی ورق می‌زنم و سر آخر به پشتش هم نگاهی می‌اندازم:

" از علمای معاصر کتب شیخ جلیل‌القدر عارف بالله حاج میرزا جواد ملکی تبریزی را مطالعه کن. شاید انشاءالله ازین بی‌تابی و تعسف خارج شوی. "
امام خمینی

در اوایل کتاب هم خطوطی چند به شکل توصیه نوشته شده بود. بر می‌گردم و از اول دنبال آنها می‌گردم. معمولا برای خرید کالاهای اساسی با اهل نظر و خبره‌ی مشورت می‌کنیم. حساس‌تر می‌شوم و دنبال توصیه‌ها می‌گردم.

" کتاب لقاءالله ایشان آتشی مخصوص دارد و برای فتح باب سالکین الی الله کلید رمز و موفقیت است."
علامه سید محمد حسین تهرانی

" تا شنیدم آن جناب را رساله‌ای در لقا‌ءالله است برای تحصیل آن بسیار این در و آن در زدم تا به حکم آن‌که عاقبت جوینده یابنده است؛ آنرا تحصیل کرده با شراشر جان و دلم آن را مطالعه کردم و در حد و وسع خودم از آن حظ و لذ بردم. "  
علامه حسن زاده آملی

کتاب در مورد "دیدار با خداست" و با مطالعه‌ای تطبیقی بین آرای حکما و عرفای بزرگ شروع می‌شود. جمعی از آرای منکران و معتقدان به لقاء. و آنگاه به توصیف معنی لقاء می پردازد و سوء فهم‌های ممکن را مانع شده و یا آن را زایل می‌کند. مولف در میان کتاب از رمز گشایی احادیث ائمه اطهار و فهم معانی دقیق و شرح تفصیلی آن کم نگذاشته و تا آنجا که می‌شود قابل فهم علاقه‌مندان باشد؛ کاووش کرده و آن را بیان نموده است.

زیباترین بخش کتاب استفاده‌ی گام به گام از تمثیل‌هایی است که ذهن خواننده را آرام آرام به سان کودکی که تازه می‌خواهد راه رفتن بیاموزد، می‌گیرد و به فهم معنای عظیمی چون حضور در برابر رب العالمین می‌رساند. انگار که مادری دلسوز می‌خواهد آداب رویارویی با بزرگان را بیاموزد. مشفقانه و سهل‌الفهم. با در نظرگرفتن نقطه ضعف‌های خواننده، مفاهیم ثقیل و سنگین را به کام مشتاقان شیرین می‌کند:

"گمان من آن است که اگر کسی در این روایات فکر کند و به آنها ایمان داشته باشد، ولو به کمترین درجات ایمان و از جسم سالمی برخوردار باشد؛ لذت خواب چنین کسی را از نماز شب باز نمی‌دارد. و او راضی نمی‌شود خود را از این همه فضیلت محروم نماید و با پستی و خسارت و رذائل دیگر که نتیجه‌ی ترک نماز شب است آلوده کند... شرافت مناجات با خداوند ملک جبار و لذت انس با او و لذت درخشش نور او و کرامت همنشینی با او را به خاطر استراحت چند ساعت از شب از دست بدهد و مرداری به شب و تنبلی به روز گردد ."

در اثنای چنین سطور مملو از الهام و شهودیست که گاهی اشک شوق از چشمان مخاطبش باریدن آغاز می‌کند و زمین سنگی دلش را آماده‌ی شخم می‌سازد.

در فصول پایانی نیز راجع به شرح "وحدت وجود " از نگاه شخص مولف و تائید آن نکاتی آمده است. ناشر این کتاب با گنجاندن نامه‌ی مرحوم میزار جواد ملکی تبریزی به علامه‌ی کمپانی و تعلیقه‌ی حضرت امام خمینی به این کتاب غنای دیگری بخشیده و آن را از دیگر چاپ ها متمایز ساخته است. اما..  اما شنیدن کی بود مانند خواندن و سیرکردن و غور در این بحر کی بود مانند خواندن.

انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...