اسلام را می‌شود با قرائت جباریت و قهاریت خدای جبارِ قهار دید و می‌شود با قرائت رحمانیت و رحیمیت خدای رحمانِ رحیم دید. اسلام را می‌شود از نظرگاه اهل سیاست دید و از آن، تعبیر به اسلامِ سیاسی کرد و می‌شود آن را در اندیشه عالمی دریافت که در مهر و محبت خدایش آرام گرفته و آن را اسلام رحمانی نامید. در این غوغاروزگارِ آشوب‌افکار آنچه به‌گوش می‌خورد صدای اسلام سیاسی است، چه آنان که طالبان و داعش می‌خوانیم‌شان و چه آنان که وظیفه حوزه‌های علمیه را سیاست‌ورزی می‌دانند، آنهم حوزه‌ای که تا نیم‌قرن پیش برخی حوزویانش روزنامه را با انبر می‌گرفتند و در این میان خدا پدر و مادر طالقانی‌ها و مطهری‌ها و بهشتی‌ها و خمینی‌ها را بیامرزد که دست‌گیرشان شدند… از مقصد دور نشوم…

اسلام ما»  آیت‌الله سیدرضا صدر

این چند سطر را نوشتم که بگویم آنچه سبب مهر و محبت و صلح و صفا در جامعه است نه الزاماً قانون اسلام سیاسی بلکه اساساً اخلاق اسلام رحمانی‌ست، همان که در حال فراموشی‌ست.

این روزها که نه، این شب‌ها کتابی می‌خوانم تحت عنوان «اسلام ما» از خامه همه‌فهم مرحوم آیت‌الله سید رضا صدر که فقیهی اصولی و فلسفه‌دانی اخلاق‌مدار بود. پیش‌تر مقاله مفصلی در روزنامه اطلاعات شماره ۲۶۵۷۶ (۱۳آبان۱۳۹۵) نوشتم و همه آثار آن عالم بزرگ را معرفی کردم. در آن مقاله «اسلام ما» را در شمار آثار منتشر نشده برشمردم و حالا پس از قریب سی سال از درگذشت آن عالمِ عامل چاپ و منتشر شده که جای سپاس و قدردانی دارد و باید به همت والای روحانی ارجمند حجت‌الاسلام و المسلمین جناب سید باقر خسروشاهی دست‌مریزاد گفت.

«اسلام ما» آموختی‌های بسیاری دارد و هر خواننده‌ای می‌تواند علاوه بر آشنایی با اندیشه و رویکرد فکری‌دینی آقای صدر، به قرائتی از اسلام رحمانی دست یابد. از نگاه آقای صدر می‌توان دریافت که «رحمت و مهربانیِ ذات اقدس الهی بی‌اندازه است و کرانه و مرز ندارد و حضرتش گامی از این فراتر نهاده و مهر را وظیفه خود خوانده است و در قرآن می‌فرماید: آفریدگار شما مهر را وظیفه خویش قرار داده است… پیامبرش پیامبر رحمت است؛ قرآن می‌گوید: فرستادن تو برای مهر به جهانیان است… و از پیامبر(ص) نقل می‌کنند: دین خیرخواهی است… رحمت و مهر مساوی خیرخواهی است. مهر صفتی قلبی و درونی و خیرخواهی آشکارکننده رحمت و نماینده مهر است. خیرخواهی در بشر نخست در چشم و لب آشکار می‌شود. چهره مهر در نگاهِ شیرین و لبخندِ نمکین قرار دارد و بالاتر از آن در زبان و گفتار نمایان می‌شود و سپس در رفتار و کردار خواهد بود. خیرخواهی مساوی است با خدمتگزاری بدون انتظار پاداش.» (صدر، اسلام ما، ص۱۷-۲۱)

در موضوع ٱزادی نیز دانستنی‌ست که آزادی اندیشه از منظر آقای صدر فطری است و آنان که ادعای خیرخواهی بشر دارند باید انسان‌ها را در اندیشیدن آزاد گذارند و «ظلم و جور همان جلوگیری از آزادی بشر است» (ص۵۳) «آدم‌کشی ظلم است… شکنجه و آزار ظلم است… سرقت ظلم است… دهان‌ها را بستن و قلم‌ها را شکستن ظلم است…چشم و گوش را بستن ظلم است… شست‌وشوی مغزی ظلم است… این ظلم و ستم‌ها در یک درجه نیستند و شوم و شوم‌تر و زشت و زشت‌تر دارند.» (ص۵۴) حاج‌آقا رضای صدر ضمن بیان این نظرگاه، به‌درستی آزادی را باز تعریف کرده و آن را به دوگونه تقسیم می‌کند: «گونه اول آن است که به آزادی دیگران زیان نمی‌رساند و هیچ گزندی از آن برکسی تصور نمی‌شود… و گونه دوم، آزادی‌هایی هستند که در صورت نامحدود بودن، به آزادی دیگران زیان می‌رسانند» از این رو باید دانست که اسلام هر دو آزادی را برای بشر خواسته است، اما آزادی نخست را نامحدود و آن دیگر را محدود به شرطی دانسته است. (ص۵۵)

خواندنی‌های «اسلام ما» بسیار است و با پیش‌گفتاری از آقای خسروشاهی آغاز می‌شود، البته بی‌هیچ توضیح یا اشاره‌ای به زمان و مکان و چند و چون نگارش کتاب و بی‌هیچ بیانی که آیا این یادداشت‌ها / فصل‌ها انتخاب آقای خسروشاهی است از مجموعه نگاشته‌های پراکنده‌ای که ممکن است نمونه‌هایی از آن باز هم وجود داشته باشد یا نه، اساسا مرحوم حاج آقا رضا صدر خود چنین ترتیبی بر کتاب قرار داده است!

به‌عنوان کسی که مشتاق و پیگیر آثار آقای صدر است، سیاق نوشتاری متن را با کمی اغماض همان قلم مرحوم حاج آقا رضای صدر می‌دانم، هرچند که به‌نظر می‌رسد می‌توان رد قلم دیگری نیز در آن دید، که متن را گاه به افت‌وخیز می‌کشاند و این دخل‌وتصرف شاید تحت تاثیر ویرایش و پیرایش کوشنده آن باشد.

در مقام یک پژوهشگر و علاقه‌مند به زندگی و زمانه و آثار عالمان دین به‌قدر قوه فهمم از این کتاب بهره بردم و آموختم، اما نمی‌دانم و ندانستم این یادداشت‌ها / فصل‌ها در چه شرایطی توسط مرحوم آقای صدر قلمی شده و ایشان در چه بستری انگیزه نگارش چنین یادداشت‌هایی را یافته است، آیا یادداشت‌ها / فصل‌های کتاب پیش از انقلاب اسلامی نگاشته شده یا پس از آن؟! و ما می‌دانیم که پس و پیش انقلاب اسلامی در زندگی و حال و احوال حاج آقا رضای صدر خود فصلی قابل تامل است. آیا آنچه نوشته شده یکجا نوشته شده یا طی سالیان دراز و تحت تاثیر برخی وقایع و پدیده‌ها؟! و برخی سوالات دیگر که می‌تواند در شناخت زندگی، آرا و اندیشه آقای صدر، پژوهشگران را راهنمایی نماید.

در مجموع آنچه از نوشته روحانی محترم جناب خسروشاهی طلب داشتم، در این پیش‌گفتار نیافتم و اجازه می‌خواهم بگویم که پیش‌گفتار کتاب به هیچ‌وجه مرا قانع نکرده است. شایسته بود که حداقل اشاره می‌شد این یادداشت‌ها / فصل‌ها تا حال کجا بوده و آیا می‌توان امید داشت که باز هم چشم به‌راه انتشار آثار منتشر نشده دیگری بود یا نه!

عنوان کتاب نیز این سوال را به ابهامات پیش‌گفتار می‌افزاید که آیا آقای صدر عنوان کتاب را انتخاب کرده است؟! آیا «اسلام ما» عنوانی به انتخاب جناب خسروشاهی است تا کنار آثاری چون «اقتصاد ما» و «فلسفه ما» به قلم آیت‌الله سید محمد باقر صدر قرار گیرد و نه عنوانی که مرحوم آقای صدر انتخاب کرده است، اما به هر تقدیر باید خدا را شاکر بود که اثری جدید هرچند دیر، از مرحوم آقا رضای صدر منتشر شده و علاقه‌مندان به شناخت منش و روش او را رهنمون خواهد شد؛ امید که جناب خسروشاهی دیگر آثار قلمی منتشر نشده، حتی اگر نامه‌ها یا اشعاری پراکنده از آقای صدر باشد را به‌زودی منتشر نماید.

مقدمه نیز آگاهی زیادی از چند و چون نگارش کتاب به‌دست نمی‌دهد، جز اینکه آقای صدر در آنجا اظهار امیدواری کرده که کتابش روزنه‌ای باشد برای شناخت اسلام، روزنه‌ای که از قرآن و عترت گرفته شده است. ایشان قرآن و عترت را خودِ اسلام دانسته از این‌رو می‌نویسد که «اسلام را باید از خودِ اسلام گرفت و نه از روش مسلمان‌ها.» (ص ۱۴)

حاج آقا رضا صدر سبب نگارش کتاب را نیز اصول پرسش شده، یا خاطره‌ای که سبب توضیح شده است، برمی‌شمارد و مباحث مطرح شده در کتاب را «مشتمل بر موضوعاتی از قبیل اصول عقاید اسلام، فروع و احکام، نمونه‌ای از مسائل اجتماعی و اخلاقی اسلام، برگی از تاریخ فداکاری و سرگذشت برخی مجاهدان بزرگ اسلام» می‌داند و معتقد است نظراتش در این کتاب شخصی نیست و عقاید گروه خاصی از مسلمانان را بیان نمی‌کند. (ص ۱۵)

با آن پیش‌گفتار و این مقدمه، خواننده با هشت یادداشت / فصل به قلم حاج آقا رضای صدر مواجه می‌شود که در مجموع مُعرّف اسلام رحمانی با دریافت و اجتهاد آقای صدر است؛ اسلامی اخلاقی و لطیف که هر علاقه‌مندی را می‌تواند با خود همراه کند و پای درس خود بنشاند. این هشت یادداشت / فصل عبارتند از: آیین مهر و حکمت؛ آفریدگار و جهانیان؛ اصالت اسلام؛ نظریه اسلام در مورد اصلاحات اجتماعی؛ کار خوب و کار بد؛ آزادی در نظام دمکراسی و اسلام؛ فرنود و برهان؛ عفو همگانی در تاریخ بشر.

کتاب «اسلام ما» در ۲۴۰ صفحه به همت موسسه بوستان کتاب قم در سال ۱۴۰۱ منتشر شده است.

ایلنا

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

پس از ۲۰ سال به موطن­‌شان بر می­‌گردند... خود را از همه چیز بیگانه احساس می‌­کنند. گذشت روزگار در بستر مهاجرت دیار آشنا را هم برای آنها بیگانه ساخته است. ایرنا که که با دل آکنده از غم و غصه برگشته، از دوستانش انتظار دارد که از درد و رنج مهاجرت از او بپرسند، تا او ناگفته‌­هایش را بگوید که در عالم مهاجرت از فرط تنهایی نتوانسته است به کسی بگوید. اما دوستانش دلزده از یک چنین پرسش­‌هایی هستند ...
ما نباید از سوژه مدرن یک اسطوره بسازیم. سوژه مدرن یک آدم معمولی است، مثل همه ما. نه فیلسوف است، نه فرشته، و نه حتی بی‌خرده شیشه و «نایس». دقیقه‌به‌دقیقه می‌شود مچش را گرفت که تو به‌عنوان سوژه با خودت همگن نیستی تا چه رسد به اینکه یکی باشی. مسیرش را هم با آزمون‌وخطا پیدا می‌کند. دانش و جهل دارد، بلدی و نابلدی دارد... سوژه مدرن دنبال «درخورترسازی جهان» است، و نه «درخورسازی» یک‌بار و برای همیشه ...
همه انسان‌ها عناصری از روباه و خارپشت در خود دارند و همین تمثالی از شکافِ انسانیت است. «ما موجودات دوپاره‌ای هستیم و یا باید ناکامل بودن دانشمان را بپذیریم، یا به یقین و حقیقت بچسبیم. از میان ما، تنها بااراده‌ترین‌ها به آنچه روباه می‌داند راضی نخواهند بود و یقینِ خارپشت را رها نخواهند کرد‌»... عظمت خارپشت در این است که محدودیت‌ها را نمی‌پذیرد و به واقعیت تن نمی‌دهد ...
در کشورهای دموکراتیک دولت‌ها به‌طور معمول از آموزش به عنوان عاملی ثبات‌بخش حمایت می‌کنند، در صورتی که رژیم‌های خودکامه آموزش را همچون تهدیدی برای پایه‌های حکومت خود می‌دانند... نظام‌های اقتدارگرای موجود از اصول دموکراسی برای حفظ موجودیت خود استفاده می‌کنند... آنها نه دموکراسی را برقرار می‌کنند و نه به‌طور منظم به سرکوب آشکار متوسل می‌شوند، بلکه با برگزاری انتخابات دوره‌ای، سعی می‌کنند حداقل ظواهر مشروعیت دموکراتیک را به دست آورند ...
نخستین، بلندترین و بهترین رمان پلیسی مدرن انگلیسی... سنگِ ماه، در واقع، الماسی زردرنگ و نصب‌شده بر پیشانی یک صنمِ هندی با نام الاهه ماه است... حین لشکرکشی ارتش بریتانیا به شهر سرینگاپاتام هند و غارت خزانه حاکم شهر به وسیله هفت ژنرال انگلیسی به سرقت رفته و پس از انتقال به انگلستان، قرار است بر اساس وصیت‌نامه‌ای مکتوب، به دخترِ یکی از اعیان شهر برسد ...