رمان «همسری در طبقه‌ی بالا» [The Wife Upstairs: A Novel] نوشته ریچل هاوکینز [Rachel Hawkins]، با ترجمه سحر قدیمی از سوی نشر نون به کتاب‌فروشی‌ها راه یافت.

همسری در طبقه بالا» [The Wife Upstairs: A Novel] نوشته ریچل هاوکینز [Rachel Hawkins]،

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این اثر که در ژانر وحشت و جنایی- معمایی نوشته شده است، برای نخستین‌بار در سال 2021 به چاپ رسید.

در پشت جلد آمده است: «ریچل هاوکینز، رمان‌نویس آمریکایی، همراه خانواده‌اش در آلاباما زندگی می‌کند و پیش از اینکه به نویسنده‌ای تمام‌وقت بدل شود معلم زبان انگلیسی در دبیرستان بوده است. او با سری‌کتاب «هکس هال» خیلی زود به شهرت رسید و به نویسنده‌ای موفق و پرفروش بدل گشت. «همسری در طبقه‌ی بالا» جدیدترین اثر او است و در زمانی کوتاه توانسته موفقیت‌هایی چشمگیر به دست بیاورد و در فهرست کتاب‌های پرفروش جا خوش کند.

جین، دختری بی‌خانمان و فقیر در مواجهه‌ای کاملا اتفاقی با مرد رویایی‌اش از خانه‌ای اعیانی در محله‌ای مرفه سر درمی‌آورد و وارد زندگی آدم‌هایی می‌شود که هیچ شناختی از آنها ندارد، جایی‌که پشت درهای بسته رازهایی عجیب و تکان‌دهنده وجود دارد.

ریچل هاوکینز با نیم‌نگاهی به جاودانه‌های ادبیات کلاسیک انگلستان، جین ایر و ربه‌کا، داستانی رازآلود و نفس‌گیر خلق می‌کند که اهمیت استفاده از میراث ادبی کهن در رمان معاصر را به‌خوبی نشان می‌دهد؛ داستانی پر از هیجان، جاه‌طلبی، عشق و البته جنایت!»

کتاب «همسری در طبقه‌ی بالا» نوشته ریچل هاوکینز، در 288 صفحه، به قیمت 85 هزار تومان، در قطع رقعی، جلد شومیز و با ترجمه سحر قدیمی از سوی نشر نون به کتاب‌فروشی‌ها راه یافت.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...