رمان «همسری در طبقه‌ی بالا» [The Wife Upstairs: A Novel] نوشته ریچل هاوکینز [Rachel Hawkins]، با ترجمه سحر قدیمی از سوی نشر نون به کتاب‌فروشی‌ها راه یافت.

همسری در طبقه بالا» [The Wife Upstairs: A Novel] نوشته ریچل هاوکینز [Rachel Hawkins]،

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این اثر که در ژانر وحشت و جنایی- معمایی نوشته شده است، برای نخستین‌بار در سال 2021 به چاپ رسید.

در پشت جلد آمده است: «ریچل هاوکینز، رمان‌نویس آمریکایی، همراه خانواده‌اش در آلاباما زندگی می‌کند و پیش از اینکه به نویسنده‌ای تمام‌وقت بدل شود معلم زبان انگلیسی در دبیرستان بوده است. او با سری‌کتاب «هکس هال» خیلی زود به شهرت رسید و به نویسنده‌ای موفق و پرفروش بدل گشت. «همسری در طبقه‌ی بالا» جدیدترین اثر او است و در زمانی کوتاه توانسته موفقیت‌هایی چشمگیر به دست بیاورد و در فهرست کتاب‌های پرفروش جا خوش کند.

جین، دختری بی‌خانمان و فقیر در مواجهه‌ای کاملا اتفاقی با مرد رویایی‌اش از خانه‌ای اعیانی در محله‌ای مرفه سر درمی‌آورد و وارد زندگی آدم‌هایی می‌شود که هیچ شناختی از آنها ندارد، جایی‌که پشت درهای بسته رازهایی عجیب و تکان‌دهنده وجود دارد.

ریچل هاوکینز با نیم‌نگاهی به جاودانه‌های ادبیات کلاسیک انگلستان، جین ایر و ربه‌کا، داستانی رازآلود و نفس‌گیر خلق می‌کند که اهمیت استفاده از میراث ادبی کهن در رمان معاصر را به‌خوبی نشان می‌دهد؛ داستانی پر از هیجان، جاه‌طلبی، عشق و البته جنایت!»

کتاب «همسری در طبقه‌ی بالا» نوشته ریچل هاوکینز، در 288 صفحه، به قیمت 85 هزار تومان، در قطع رقعی، جلد شومیز و با ترجمه سحر قدیمی از سوی نشر نون به کتاب‌فروشی‌ها راه یافت.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...