علم را نباید همچون مورد جامعه‌شناختی ممتازی قلمداد کرد که گویی از دیگر عرصه‌های تولید فرهنگی مجزاست، بلکه باید برای بررسی دین اندیشمندان به جامعه بزرگتر تلاش کرد تا پیوندهای پیچیده میان تولید فرهنگی در قلمرو علم و سایر قلمروهای زندگی اجتماعی روشن شود.

علم و جامعه‌شناسی معرفت» [Science and the sociology of knowledge] مایکل مولکی» [Michael Mulkay]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، انتشارات امیرکبیر به تازگی سه اثر با ترجمه و تالیف حسین کچویان استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران را باز نشر کرده است. «علم و جامعه‌شناسی معرفت» [Science and the sociology of knowledge] یکی از این آثار است که کچویان ترجمه آن را برعهده داشت. این اثر را می‌توان یکی از منابع مهم در این حوزه دانست که توسط «مایکل مولکی» [Michael Mulkay] از صاحبنظران مطرح جامعه‌شناسی معرفت و جامعه‌شناسی علم به رشته تحریر درآمده است.

این کتاب در حقیقت جلد هشتم از مجموعه‌ای است که تحت عنوان «مباحثه‌های جاری در جامعه‌شناسی» توسط انتشارات جورج آلن‌اند آنوین منتشر شده است. همانطور که مترجم در پیشگفتار کتاب اشاره می‌کند مولکی در این کتاب به سراغ یکی از مسائل سنتی و در عین حال مناقشه‌برانگیز جامعه‌شناسی معرفت رفته است. کچویان می‌نویسد: «سنتاً از آغاز پیدایش اندیشه‌هایی که بعدها در شاخه‌هایی از معرفت‌شناسی تجربی به نام جامعه‌شناسی معرفت نظم و نسق یافت با علم تجربی به عنوان موردی ویژه و خاص برخورد می‌شد. این به معنای آن بود که علم تجربی ماورا چهارچوب تحلیلی و دور از دسترس ابزارهای مفهومی این حوزه علمی قرار دارد. به بیان عام‌تر، در عین حالی که همه حوزه‌های معرفت به دست چاقوی جامعه‌شناسی و پرده‌دری‌های ویرانگر و نقادی‌های افشاگرایانه آن داده می‌شد، راه چنین اقدامی در مورد علم تجربی بسته فرص می‌شد. علم تجربی دردان‌هایی بود که در سرای دست‌نیافتی خود، بری از هر گونه شائبه و نفع‌جویی و مداخله‌های غرض‌ورزانه این فرد یا آن گروه اجتماعی به حیات حقیقت‌خواهانه خویش ادامه می‌داد.»

علاوه بر پیشگفتار کوتاه، کتاب از 4 بخش اصلی با عنواین دیدگاه سنتی جامعه‌شناختی در باب علم، بازنگری‌های در دیدگاه معیار، تفسیرهای فرهنگی علم و علم و جامعه، و یک نتیجه‌گیری موجز تشکیل شده است.

مولف در فصل نخست به سراغ کلاسیک‌های جامعه‌شناسی می‌رود و دیدگاه‌های بزرگانی مانند دورکیم و مارکس در مورد جامعه‌شناسی علم و معرفت را مورد بررسی قرار می‌دهد، البته در این مسیر او تنها به آن‌ها بسنده نمی‌کند و به شرح افراد متاخرتری جون مانهایم و اشتارک نیز می‌پردازد. او در ادامه دیدگاه معیار در باب معرفت علمی را توضیح می‌دهد و جامعه‌شناسی علم را هم برای مخاطبان معرفی می‌کند.

در فصل دوم با عنوان «بازنگری‌ها در دیدگاه معیار» نویسنده در پی شرحی نظام‌مند از آرای متفکران و فیلسوفانی است که به نوعی با جامعه‌شناسی علم مرتبط هستند. او در این مسیر به تعریف و توضیح مفاهیمی چون همگونی طبیعیت، واقعیت و نظریه، مشاهده در علم، سنجش ادعاهای معرفتی می‌پردازد. مولف در فصل سوم به مبحث تفسیرهای فرهنگی در علم ورود کرده و موضوعاتی مانند خطابه اجتماعی علم، پویایی تولید معرفت و تفسیر منابع فرهنگی را مورد توجه قرار می‌دهد در حقیقت هدفی که او در این بخش دنبال می‌کند ترسیم طرح کلی تولید اجتماعی معرفت مبتنی بر شواهد تجربی مفصل و سازگار با فلسفه علم جدید است.

بخش چهارم و پایانی کتاب به صورت متمرکز بر علم و جامعه تاکید دارد؛ استفاده دانشمندان از منابع فرهنگی بیرونی و استفاده از فرهنگ علمی در محیط سیاسی خارجی از جمله مهم‌ترین مباحثی است که در این فصل مورد برررسی قرار گرفته است. در این فصل مولف تاکید می‌کند که یکی از وظایف اصلی و عمده‌ای که در حال حاضر در مقابل جامعه‌شناسان قرار گرفته است، به تصویر کشیدن فرایندهای اجتماعی پویایی است که علم به واسطه آن‌ها منابع فرهنگی جوامع صنعتی را جذب می‌کند و مورد تفسیر مجدد قرار داده و دوباره پرداخت می‌کند.

در حقیقت هدف مولکی در این کتاب ترسیم منظری جدید در برخورد جامعه‌شناسی با علم است همانطور که در نتیجه‌گیری پایانی کتاب می‌خوانیم: «علم را نباید همچون مورد جامعه‌شناختی ممتازی قلمداد کرد که گویی از دیگر عرصه‌های تولید فرهنگی مجزاست، بلکه باید برای بررسی دین اندیشمندان به جامعه بزرگتر تلاش کرد تا پیوندهای پیچیده میان تولید فرهنگی در قلمرو علم و سایر قلمروهای زندگی اجتماعی روشن گردد.»

کتاب «علم و جامعه‌شناسی معرفت» به قلم مایکل مولکی و ترجمه حسین کچویان در 233 صفحه، شمارگان 500 نسخه و قیمت 45 هزار تومان از سوی انتشارات امیرکبیر روانه بازار نشر شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

راسکلنیکوف بر اساس جان‌مایه‌ای از فلسفه هگل دست به جنایت می‌زند... انسان‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند: نخست انسان‌های عادی که می‌بایست مطیع باشند و حق تجاوز از قانون را ندارند و دوم انسان‌های که او آن را «مافوق بشر» یا غیرعادی می‌نامد و اینان مجازند که برای تحقق اهداف والای خود از قانون عدول کنند... به زعم او همه‌ی قانون‌گذاران و بنیان‌گذاران «اصول انسانیت» به نوعی متجاوز و خونریز بوده‌اند؛ ناپلئون، سولن و محمد را که از او تحت عنوان «پیامبر شمشیر» یاد می‌کند از جمله این افراد استثنایی می‌‌داند ...
انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...