پنجمین چاپ کتاب «دولت و جامعه مدنی» [Selections from the prison notebooks of Antonio Gramsci] اثر آنتونیو گرامشی با ترجمه عباس میلانی توسط نشر اختران منتشر شد.

دولت و جامعه مدنی» [Selections from the prison notebooks of Antonio Gramsci] اثر آنتونیو گرامشی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، پنجمین چاپ کتاب «دولت و جامعه مدنی» اثر آنتونیو گرامشی و ترجمه عباس میلانی در ۱۲۸ صفحه و بهای ۴۰ هزار تومان توسط نشر اختران منتشر شده است. نخستین چاپ نشر اختران از این کتاب سال ۱۳۸۳ به بهای ۱,۳۰۰ تومان منتشر شده بود. پیش از آن نیز در یک نوبت انتشارات جاجرمی به سال ۱۳۷۷ این ترجمه را روانه کتابفروشی‌ها کرد.

اهمیت گرامشی نه‌ تنها به اعتبار مبارزات عملی و درایت نظری و اهمیت تاریخی زندگی و آثار خود اوست، بلکه این حقیقت که متفکران جدی و پر اهمیتی چون نیکولاس پولانزاس، برونو بتلهایم، لوچیو کولّتی و لویی آلتوسر عمیقاً از تفکر گرامشی تأثیر پذیرفته‌اند بر حساسیت و جذابیت آثار او می‌افزاید. علاوه بر این، گرامشی تمام آثار خود را در یکی از حساس‌ترین مراحل تاریخ اروپا به‌طور اعم و نهضت کارگری به‌طور اخص نوشت و بخش مهمی از این آثار، از جمله کتاب «دولت و جامعه مدنی» را حول مسئله‌ شرایط تاریخی، سرشت و پایگاه اجتماعی و بنیادهای فکری و فلسفی پدیده‌ فاشیسم متمرکز کرد و لاجرم در هر ارزیابی و تحلیل ژرف و همه جانبه از این پدیده، آشنایی با آثار او ضرورتی مبرم و اساسی به شمار می‌آید.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...