جایزه بیلی جیفورد ۲۰۲۰ [The Baillie Gifford Prize 2020] برنده‌اش را شناخت و کتاب «یک دو سه چهار: بیتلز در زمان»[One Two Three Four: The Beatles in Time] نوشته کریگ براون [Craig Brown] را به عنوان برنده این جایزه معرفی کرد.

«یک دو سه چهار: بیتلز در زمان»[One Two Three Four: The Beatles in Time] نوشته کریگ براون [Craig Brown]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، جایزه معتبر بیلی جیفورد که برای تجلیل از ادبیات غیرداستانی اهدا می‌شود کتاب «یک دو سه چهار: بیتلز در زمان» نوشته کریک براون را شایسته دریافت جایزه ۵۰ هزار پوندی سال ۲۰۲۰ انتخاب کرد.

نویسنده پرفروش و روزنامه‌نگار کهنه‌کار کریگ براون این جایزه را برای نوشتن زندگی‌نامه خاص خود از گروه بیتلز دریافت کرده است.

وی که شب پیش به عنوان برنده این جایزه معرفی شد به طور کل در کتابش نوع جدیدی از نوشتن زندگینامه را ارائه کرده است. او تصویری از ویژگی‌های خاص این چهار جوان شگفت‌انگیز را که موجب شد شهرتی جهانی به دست آورند در کتابش ارائه کرده و در عین حال داستان افرادی را که وارد مدار آنها می‌شوند به موضوع افزوده و با این کار تصویری زنده و آشکار از دنیای پرتلاطم دهه ۱۹۶۰ ارائه می‌کند.

کریگ در مصاحبه‌ای با وب سایت جایزه بیلی جیفورد گفت هدفش از نوشتن این کتاب انتقال تجربه و هیجان دوران بیتلز به مخاطبان امروزی بود و فکر کرد بهترین راه برای این کار، کنار هم نهادن بخش‌های مختلف زندگی آنها در چند فصل کوتاه به صورت منشورهایی در کنار هم است که در نهایت یک کلایدسکوپ یا زیبابین را ایجاد می‌کند.

کریگ براون نویسنده ۱۸ کتاب و روزنامه نگاری پرکار است. او خاطرات خودش را در کتاب «چشم خصوصی» از سال ۱۹۸۹ نوشته است. وی تنها فردی است که تاکنون موفق شده تا سه جایزه متفاوت مطبوعاتی را برای بهترین طنز، بهترین ستون‌نویس و بهترین منتقد در یک سال، دریافت کند. وی از یاداشت‌نویسان نشریاتی چون گاردین، تایمز، اسپکتیتور و دیلی تلگراف است. او اکنون برای دیلی میل می‌نویسد و با جدیدترین کتابش با عنوان «عزیز خانم: ۹۹ چشم‌انداز از زندگی پرنسس مارگارت» جایزه تیت بلک و جایزه ادبی هنری ساوت بانک اسکای را دریافت کرد.

مارتا کرنی رئیس هیأت داوران جایزه بیلی جیفورد درباره کتاب برنده «یک دو سه چهار: بیتلز در زمان» گفت: در تاریکی عمیق سال ۲۰۲۰، ما یک رشته نور کشف کردیم. این کتاب یک جشن پر از شادی، بی‌پرده و بصیرت‌آمیز از گروه بیتلز است؛ برداشتی کاملاً اصیل از سرزمین‌هایی آشنا. این کتاب همچنین نگاهی عمیق به موفقیت و شکست است. کریگ براون هنر بیوگرافی نویسی را از نو اختراع کرده و نظر داوران این رقابت را به اتفاق آرا مجذوب خود ساخته است.

هیأت داوران گفته است: کتاب کریگ براون به طرز معجزه‌آسایی راهی یافته است که بتوان موضوعی کاملاً آشنا یعنی بیتلز را در قالب یک زندگی‌نامه کاملاً ترکیبی روایت و یک زندگینامه غم‌انگیزتر و در عین حال خنده‌دارتر از هر گزارشی از این گروه را خلق کرد.

دیگر فینالیست‌های امسال این جایزه عبارت بودند از:

«ایده مغز: یک تاریخچه» نوشته متیو کاب
«اسپارتاکوس سیاه: زندگی حماسی توسن لوورتیور» نوشته سوندیر هازارسینگ
«اجسام ما، میدان نبرد آنها: آنچه جنگ با زنان می‌کند» نوشته کریستینا لمب
«بیگانه در شهر شوگون: زندگی یک زن در قرن نوزدهم ژاپن» نوشته امی استنلی
«تسخیر آلما فیلدینگ: یک داستان ارواح واقعی» نوشته کیت سامراسکیل

جایزه ادبی بیلی جیفورد که دربرگیرنده کتاب‌هایی غیرداستانی است شامل تاریخ، محیط زیست، علوم، ورزش، سفر، زندگی‌نامه، خاطرات و هر زمینه دیگری می‌شود. این جایزه پیش از این با عنوان «ساموئل جانسون» اهدا می‌شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...