جک لندن

21 بهمن 1384

جک-لندن

او پسر نامشروعی بود که پس از ازدواج مادرش با جان لندن نام خانوادگی او را یافت... روزنامه فروشی، کارگری در لباسشویی، پیشخدمتی در کافه‌های بندری و کارگری در کشتی؛ گاه نیز به سبب ولگردی در زندان... با ولع بسیار به خواندن آثار" کارل مارکس"، "انگلس" و"نیچه" پرداخت و میان دوستان به پسربچه سوسیالیست معروف شد... از اولین همسرش جدا گشت و با زنی دیگر ازدواج کرد

جک لندن، London, Jack نام مستعار، (نام واقعی جان گریفیث John Griffith) رمان‌نویس آمریکایی (1876-1916) در سانفرانسیسکو زاده شد. او پسر نامشروعی بود که پس از ازدواج مادرش با جان لندن نام خانوادگی او را یافت. جک دوره کودکی را به دشورای گذراند و برای کمک به وضع مالی خانواده، به شغلهای گوناگون دست زد، مانند روزنامه فروشی، کارگری در لباسشویی، پیشخدمتی در کافه‌های بندری و کارگری در کشتی؛ گاه نیز به سبب ولگردی به زندان می‌افتاد. پس از چندی در اوکلند Oakland که شوهر مادرش دکان عطاری کوچکی در آن داشت، اقامت کرد و پس از پایان تحصیلات مقدماتی به دانشگاه کالیفرنیا وارد شد. جک از نوجوانی به خواندن و مطالعه شوق فراوان نشان داد و با ولع بسیار به خواندن آثار" کارل مارکس"، "انگلس" و"نیچه" پرداخت و میان دوستان به پسربچه سوسیالیست معروف شد. در 1896 با گروهی از جویندگان طلا به "کلاندایک" Klondike سفر کرد. سفری که با ناکامی همراه بود و به سبب مرگ پدرخوانده به اوکلند فراخوانده شد. جک درباره سفرش به منطقه آلاسکا داستانهای کوتاهی نوشت که در مجله‌های گوناگون منتشر شد و بدین طریق از راه نویسندگی امرار معاش کرد، اما هرچه به دست می‌آورد، به طرزعجیبی خرج می‌کرد.

در 1903 داستان "آوای وحش"
Call of the Wild را انتشار داد که گزارشی بود از سفر به کلاندایک و سرگذشت سگی گرگی به نام باک Buck، که پس از خدمت به اربابها، وفاداریها و نوازش دیدنها و رنج بردنها، در خود کششی به محیط جنگل احساس می‌کند و تنها به عشق ارباب مهربانش است که میان آدمیان می‌ماند و همین که ارباب به دست گروهی از بومیها کشته می‌شود، روانه جنگل می‌گردد تا به زندگی اجدادی خود بپیوندد و در میان برادران جنگلی آوای شادی سر دهد. رمان آوای وحش از اقبال خارق‌العاده برخوردار شد و آمریکائیان آغاز قرن بیستم که به دنیای صنعتی و ماشینی وارد شده بودند، از عطر تند و وحشی درختان جنگل و غریزه و سرشت زندگی در آغوش طبیعت که به وسیله لندن بسیار زنده و گویا وصف شده بود، سرمست گشتند. جک لندن در پی این رمان داستان "گرگ دریا" The Sea-Wolf را در 1904 انتشار داد که حوادث دریایی در بردارد، این داستان خاصه در قسمت اول، داستان "موبی دیک" Moby Dick اثر ملویل Melville را به یاد می‌آورد و نیز چهره وحشتناک کاپیتان لارسن Larsen قهرمان کتاب موبی دیک را مجسم می‌سازد. هدف نویسنده در اثر هرچه بوده باشد، داستانی پرماجرا و بدون مفهوم و معنایی خاص را عرضه کرده است. جک لندن در 1904 به هنگام جنگ روس و ژاپن مأمور خاور دور شد. در بازگشت، از اولین همسرش جدا گشت و با زنی دیگر ازدواج کرد و کشتی‌ای خرید که می‌خواست با آن به دور دنیا سفر کند، اما تا استرالیا بیشتر نرفت. از جزایر هاوائی داستان "مارتین ایدن" Martin Eden (1909) را به همراه آورد که مانند بیشتر آثارش، سرگذشت شخصی اوست.

دریانورد فقیری به نام مارتین ایدن جوان ثروتمندی را از غرقاب نجات می‌دهد و به خواهر او دل می‌بندد، پس برای رسیدن به او و به تشویق دختر، از دریانوردی دست می‌کشد و به دشواری، هم کار می‌کند، هم به تحصیل می‌پردازد و پس از صرف وقت و تلاش بسیار به ادبیات روی می‌آورد، مقاله‌ها و داستانهایی برای مجله‌ها و ناشران می‌فرستد که هیچ‌یک مورد قبول قرار نمی‌گیرد و او همچنان در فقر باقی می‌ماند و در همه چیز با ناکامی روبرو می‌گردد، حتی دلدارش که به قیود خانوادگی پایبند است، او را رها می‌کند، که ناگهان بخت به او روی می‌آورد و ناشران در آثار او به جنبه‌های هنری توجه می‌کنند. مارتین پس از نشر آثارش به شهرت و ثروت می‌رسد و دختر بار دیگر به او اظهار علاقه می‌کند، این بار مارتین که او را زن مطلوب نمی‌بیند، به او پشت می‌کند و از جامعه‌ای که در عقاید باطل و پست خود زندانی است و او خود را با آن سازگار نمی‌بیند، می‌گریزد، به کشتی می‌نشیند تا به سفرهای دور برود. در طول سفر نیز ملال جانگزا او را رها نمی‌کند، سرانجام آرامش را در خواب مرگ می‌بیند و خود را در دریا غرق می‌کند. جک لندن که نویسنده برجسته عصر تمدن ماشینی و صنعتی است، در این اثر بی‌ثمری نسلی را نشان می‌دهد که به سبب تلاش مداوم در راه به دست آوردن ثروت از ادراک ارزشهای معنوی غافل مانده است. دیگر از آثار
جک لندن که جنبه سرگذشت شخصی دارد، داستان "جان بارلی کارن" John Barley-Corn در 1913 است. جان بارلی کارن در انگلستان به همه‌ی نوشیدنی‌های الکلی، خاصه ویسکی اطلاق می‌شود و جک لندن چگونگی میخوارگی خود را برای خواننده بیان می‌کند که اولین بار نه از راه هوس و نه برای لذت بردن، بلکه تنها به سبب کنجکاوی به آن لب زده است، پس از آن برای آنکه جوانی اجتماعی! معرفی شود در مهمانسراها و میخانه‌ها که در نظر او محیط دلپذیری داشته است و هر مردی که به شکست و ناکامی دچار می‌شده به آنجا روی می‌آورده است، به آشامیدنی‌های الکلی، خاصه نوشیدن ویسکی ادامه می‌دهد، چند روزی که به طور مداوم به نوشیدن می‌پردازد، فکر خودکشی در او قوت می‌یابد و خود را در آب می‌افکند که به سبب نیروی جسمانی نجات می‌یابد. کم‌کم در خود میل به نوشتن احساس می‌کند و مصمم می‌شود که خود را از شر میخوارگی آزاد کند، اما همین وسوسه ارتباط او را با الکل مداوم می‌سازد. جک لندن چنین نتیجه می‌گیرد که میخوارگی نه امری موروثی است و نه نیازی جسمی، تنها احتیاجی روحی و معنوی است. این کتاب در حالی که اثری آموزنده است، شامل اعترافاتی خصوصی است که نویسنده در آن خواننده را به دنبال خود به میان حوادث زندگی که به طور دردناکی از ادراک عمیق هنری و اخلاقی بی‌بهره است، می‌کشاند. جک لندن جز سرگذشت های شخصی و واقعی رمانهای ساده و عاشقانه نیز دارد، از آن جمله است داستان" دره ماه " The Valley of the Moon (1913)، همچنین آثاری که ساخته تخیل محض اوست مانند "ستاره گرد" The Star Rover (1915). از مجموعه داستانهای کوتاه جک لندن "پسر گرگ" The Son of the Wolf 1900 و "عشق به زندگی " Love of Life در 1907 انتشار یافت.

از 1913 به بعد آثار جک لندن شهرتی جهانی یافت و به غالب زبانها ترجمه شد و او را از نامدارترین و ثروتمندترین نویسندگان زمان خود به جهانیان معرفی کرد. بنابر گفته خود نویسنده که «من برای ناشران می‌نویسم نه برای خودم» آثار او که تعدادش به پنجاه داستان می‌رسد، ظاهراً تنها برای به دست آوردن پول نوشته می‌شده است، اما همه این آثار مبتنی بر فلسفه خاصی است-فلسفه‌ای که برمبنای اصول عقاید کارل مارکس استوار است و مبارزه دائمی بشر را برای رهایی از فقر و بینوایی نشان می‌دهد. جک لندن مدافع مستمندان و بینوایان و طرفدار اصل زندگی مرفه برای همه است. عصیان بر ضد جامعه و بر ضد عقاید باطل و خرافی در همه آثار جک لندن به چشم می‌خورد، او جز توانایی و استادی در هنر نقل، طبع و نهاد خود را در وجود قهرمانانش گنجانده است و آن شور زندگی، حسن نیت، جوانمردی، بردباری، اصالت در مبارزه و تمایل به بخشایش است. کمتر کسی در میان نویسندگان آمریکایی از چنین اقبال و محبوبیت عام و مداوم در کشور و خارج از کشورش برخوردار بوده است. جک لندن بر اثر عصیان روحی بر ضد اجتماع و تطابق نیافتن با شیوه زندگی زمان، خودکشی کرد.

زهرا خانلری. فرهنگ ادبیات جهان. خوارزمی      معرفي کتاب نقد کتاب خريد کتاب دانلود کتاب زندگي نامه بيوگرافي

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...