یاشار کمال

26 اسفند 1384

یاشار-کمال

مردی اهل هنر و شعر و عاشقی هستم نه ادبیات. زیرا قبل از این که نوشتن را شروع کنم، نقال و عاشق بودم...17-18 ساله بود که شروع کرد توروس را ده به ده گشتن و همراه آن داستان­های حماسی را نقل کردن، که آن­ها را به عنوان هنرآموز، از استادان ترانه‌­سرای منطقه­‌ی چو­گوروا یاد گرفته بود... مرثیه‌­هایی که شخصاً جمع آوری کرده بود در سال 1943 در یک کتاب کوچک منتشر شد

یاشار کمال (Kemal – Yashar) در سال 1923 در شهر (همیته) ترکیه به دنیا آمد. نام وی به عنوان نویسنده کرد تبار ترکیه در میان خوانندگان ایرانی نامی آشناست. بیشتر رمان­های یاشار کمال به زبان فارسی ترجمه شده و مقبولیت خاص و عام یافته است. آثار یاشار کمال اگر چه از متن سرزمین و جغرافیایی محدود و مشخصی برآمده‌­اند، اما ساختار و محتوایی جهانی دارند. وی در مراسم دریافت جایزه صلح ناشران و کتاب­فروشان آلمان در اکتبر 1997 خود را این گونه معرفی می­کند: «من مردی اهل هنر، شعر و عاشقی هستم. از زمانی که خودم را با این هنر مشغول کرده‌­ام، تمام تلاشم را به کار گرفته‌­ام که آن را به بهترین وجه ممکن انجام دهم. گفتم مردی اهل هنر و شعر و عاشقی هستم نه ادبیات. زیرا قبل از این که نوشتن را شروع کنم، نقال و عاشق بودم.»

17-18
ساله بود که شروع کرد توروس را ده به ده گشتن و همراه آن داستان­های حماسی را نقل کردن، که آن­ها را به عنوان هنرآموز، از استادان ترانه‌­سرای منطقه­‌ی چو­گوروا یاد گرفته بود. در کنار این کار نیز، به گردآوری مرثیه­‌ها و همچنین اشعار شاعران نام‌­آور مردمی می‌­پرداخت. حضور وی به عنوان عاشق، کار جمع‌­آوری فرهنگ عامیانه را خیلی ساده‌­تر می­‌کرد. در مرثیه‌­خوانی توسط زنان، اشعاری راجع به مدح و ستایش و سوگواری و مصیبت، برای بزرگداشت مردگان یا به مناسبت حادثه‌­ای غم­‌انگیز، خوانده می‌­شد. اغلب زنان این مرثیه­‌ها که دهان به دهان نقل شده و به آنها رسیده بود را، مانند مرثیه‌­سرایان حرفه‌­ای می‌­خواندند. به دست آوردن این مرثیه­‌ها از زنانی که آنها را می­‌خواندند برای هر کسی نمی‌­توانست به سادگی صورت بگیرد ولی آنها با کمال راحتی نزد او می‌­آمدند و مرثیه­‌هایی که خواندن آنها برایشان سلیس و روان بود، برایش دیکته می­‌کردند.

در سن 20 سالگی با نوشتن اولین مجموعه‌­ی داستان­هایش به ادبیات نوشتاری روی آورد. مرثیه‌­هایی که شخصاً جمع آوری کرده بود در سال 1943 در یک کتاب کوچک منتشر شد و چند سال بعد یعنی سال 1952 اولین داستان و سال 1953 اولین رمانی که نوشتن آن را در سال 1947 آغاز کرده بود، منتشر شدند. داستان کثیف را در سال 1947 نوشت. وی برنده سه جایزه رپرتاژ، رمان و نمایشنامه گردیده است؛ همچنین نامزد جایزه نوبل ادبیات در سال 1973 نیز بوده است.
از آثار وی می توان لانه های پریان - پیت حلبی - زمین آهن است و آسمان مس - علف همیشه جوان - افسانه کوتاه آقری - قهر دریا - یاغی - تنهایی- اگر ما را بکشند - درخت انار روی تپه - ستون خیمه و شاهکار چهارگانه وی «اینجه ممد» (که تا کنون به بیش از 20 زبان منتشر شده و بارها به فیلم در آمده است) نام برد. کتاب­های مذکور در فاصله زمانی سال‌های 1955 تا 1987 نوشته شده است.

یاشار کمال در اکتبر 1997 موفق به دریافت جایزه صلح ناشران و کتاب­فروشان آلمان شد.

مریم السادات فاطمی

جستجوی یک دوچرخه‌ی دزدیده‌شده بهانه‌ای به دست نویسنده می‌دهد تا از بیکاری در کشوری سخن گوید که نیم قرن است از این درد رنج می‌کشد... در این رهگذر، محله‌های فقیر و مردمان آن توصیف شده‌اند: دزدان و همدستان آنها، روسپیان و پااندازان، و تاجران مشکوک... شخصیت اصلی داستان سعی می‌کند که پلیس را درگیر این داستان کند، اما کاملاً شکست می‌خورد... با وساطت روسپی می‌تواند دوچرخه‌اش را دوباره از دزد خریداری کند ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...