پیری؛ تقدیر مشترک آدمها | الف


علی مؤذنی متولد 1337، در کارنامه‌ی خود رمان، داستان کوتاه و بلند، نمایشنامه و فیلمنامه‌های فراوانی دارد. موضوعات نوشته‌های او اغلب اجتماعی است و بر تعارض‌های روانشناختی که در روابط میان انسان‌ها پیش می‌آید تکیه دارد. مضامینی همچون شکاف نسل‌ها و تقابل‌های فرهنگی نیز همواره در آثار او دیده می‌شود. او تلاش می‌کند از اتفاقاتی بگوید که جامعه‌ی امروز با آن دست به گریبان است. به همین خاطر موضوعاتی همچون اپیدمی کرونا، آلودگی هوا، بحران‌های اقتصادی و معضلات اجتماعی روز را زیر ذره‌بین قرار داده و از آن‌ها در داستان‌هایش بهره گرفته است. کتاب «عقده‌ اودیپ پسر هاشم آقا» نیز همین ویژگی‌های نوشتاری او را دارد.

عقده‌ اودیپ پسر هاشم آقا علی مؤذنی

کتاب چهار داستان کوتاه دارد که هر یک به دغدغه‌ای متفاوت برای یک شهروند امروزی پرداخته است. داستان اول به مبحث پیری می‌پردازد و همین عنوان را نیز به خود اختصاص داده است. راوی می‌کوشد با نگاهی تحلیل‌گرانه به موضوع پیری بپردازد. از منظر او پیری مقوله‌ای پیچیده است و به راحتی نمی‌توان دامنه‌ی سنی یا فیزیولوژیک برای آن معین کرد. همچنین نمی‌توان برای آن اقدامات پیشگیرانه‌ای را متصور شد، زیرا افراد بسیاری بوده‌اند که با وسواس بسیار به مراقبت از سلامتی‌شان پرداخته‌اند و کوشیده‌اند تغذیه و رویه‌ی سالمی در زندگی‌شان در پیش بگیرند، اما به عکس دچار بیماری‌ها و عوارض دردناک شده‌اند و پیری در آن‌ها راهی سریع‌تر را طی کرده است.

داستان «پیری» شکلی سیال ذهن دارد و راوی طی مسیر آن در پل‌های تداعی مختلف بازگشت‌هایی به گذشته و چرخش‌هایی دوباره به زمان حال دارد. او از آدم‌ها و وقایع اطرافش شواهد بسیاری برای اثبات نظریاتش می‌آورد که البته اغلب آن‌ها با هم تناقض دارند. از طرفی مراقبت از سلامتی موجب تأخیر در روند پیری می‌شود و از جانبی دیگر هر کس بیش‌تر دراین باره سرمایه‌گذاری فکری و مالی کند، ممکن است بیش‌تر متضرر شود. توجیه برخی از این تناقض‌ها هم ممکن است بر ابهام خواننده بیفزاید؛ این که عمر به هر حال ماهیتی گذرنده دارد و برخی چیزها می‌تواند بر آن اثری تقویت‌کننده یا بازدارنده داشته باشد. به نظر می‌رسد راوی می‌خواهد به شکلی نظریه‌پردازانه به پدیده‌ی پیری نزدیک شود و به همین علت کم‌تر نگاه قصه‌محور دارد و سریع و گذرا از روی وقایع مختلف عبور می‌کند.

در داستان «امانتی»، محوریت داستان را یک دوستیِ قدیمی و نوستالژی‌های مربوط به آن می‌سازد. دوستی که سال‌ها در زندگی راوی حضور نداشته به یک‌باره پیدا می‌شود و ماجراهایی را رقم می‌زند که منجر به طرح معماهایی می‌شود که مخاطب همگام با راوی به حل آن‌ها می‌پردازد. در این میان گذشته و پیشینه‌ی روابط میان افراد اهمیتی ویژه می‌یابد و راوی از آن‌ها برای شکل‌دهی به داستان و رفع ابهام‌های پیش آمده در زمان حال بهره می‌جوید. در این داستان زنجیره‌ای نامرئی از حوادث آدم‌ها را به هم وصل می‌کند و این اتصال در سایه‌ی تحلیل گذشته قابل درک است. اما گذشته که یک عنصر مهم و اساسی در این داستان است خود پیچیدگی‌های خاص دارد و وقایع پنهانی را در دل خود نهفته که بدون آگاهی از آن‌ها بسیاری از مسائل قصه نمی‌توانند به راحتی مورد ارزیابی قرار گیرند.

داستان «زیبای خفته» به آسیب‌شناسی رابطه‌ی یک زوج می‌پردازد. زوجی که به نظر می‌رسد علایق و پیوستگی‌های بسیاری با هم دارند و اینک در معرض جدایی هستند و به همین دلیل است که راوی سوم شخص به بررسی سوابق و تاریخچه‌ی ارتباطات آن‌ها می‌پردازد و در واقع این پرسش را مطرح می‌کند که چگونه این زوج به این نقطه از زندگی مشترک‌شان رسیدند. آن‌ها با هم فراز و نشیب‌های بسیاری را طی نموده‌اند و راه‌های فراوانی را طی کرده‌اند و اکنون در نقطه‌ای هستند که نیاز به ترسیم چشم‌اندازی روشن از زندگی خود دارند.

داستان پایانی که «عقده اودیپ پسر هاشم آقا» نام دارد به اختلافی عمیق می‌پردازد که میان پدر و پسری پس از مرگ مادر خانواده رخ داده است. مسأله تنها تفاوت‌های نسلی نیست و راوی می‌کوشد ابعاد مختلف این موضوع را واکاوی کند. بعضی اتفاقات که در ناخودآگاه دو شخصیت اصلی داستان تأثیراتی عمیق گذاشته به این تقابل دامن زده و اختلافات آن‌ها را وارد ابعاد تازه‌تری کرده است. این مواجهه آن قدر وجوه مختلفی دارد و همدلی یا خشم هر دو طرف را برمی‌انگیزد که شکلی دراماتیک برای خواننده پیدا می‌کند. برخی از بخش‌های رویارویی این پدر و پسر به گونه‌ای ترسیم شده که یادآور داستان‌های اساطیری تقابل پدران و پسران از جمله اودیپ است.

مجموعه داستان «عقده اودیپ پسر هاشم آقا» روایاتی دارد که در آن‌ها جایگاه انسان امروزی در روابط اجتماعی‌اش و تأثیری که این روابط در ساختن هویتش دارد، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. هر یک از داستان‌ها، وزنه‌ی قابل توجهی به گذشته می‌دهند و بدون ارجاع به آن بخش عمده‌ای از داستان‌ها ممکن است غیرقابل تفسیر باقی بماند. گذشته در این داستان‌ها سبب‌ساز اکنونی شده است که در آن آدم‌ها با مسائل و معماهای بسیاری دست و پنجه نرم می‌کنند. اکنونی که به مراتب پیچیده‌تر از گذشته است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

دی ماهی که گذشت، عمر وبلاگ نویسی من ۲۰ سال تمام شد... مهر سال ۸۸ وبلاگم برای اولین بار فیلتر شد... دی ماه سال ۹۱ دو یا سه هفته مانده به امتحانات پایان ترم اول مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه اخراج شدم... نه عضو دسته و گروهی بودم و هستم، نه بیانیه‌ای امضا کرده بودم، نه در تجمعی بودم. تنها آزارم! وبلاگ نویسی و فعالیت مدنی با اسم خودم و نه اسم مستعار بود... به اعتبار حافظه کوتاه مدتی که جامعه‌ی ایرانی از عوارض آن در طول تاریخ رنج برده است، باید همیشه خود را در معرض مرور گذشته قرار دهیم ...
هنگام خواندن، با نویسنده‌ای روبه رو می‌شوید که به آنچه می‌گوید عمل می‌کند و مصداق «عالِمِ عامل» است نه زنبور بی‌عسل... پس از ارائه تعریفی جذاب از نویسنده، به عنوان «کسی که نوشتن برای او آسان است (ص17)»، پنج پایه نویسندگی، به زعم نویسنده کتاب، این گونه تعریف و تشریح می‌شوند: 1. ذوق و استعداد درونی 2. تجربه 3. مطالعات روزآمد و پراکنده 4. دانش و تخصص و 5. مخاطب شناسی. ...
کتاب نظم جامعه را به هم می‌زند و مردم با کتاب خواندن آرزوهایی پیدا می‌کنند که حکومت‌ها نمی‌توانند برآورده کنند... فرهنگ چیزی نیست که یک بار ساخته شود و تمام شود. فرهنگ از نو دائماً ساخته می‌شود... تا سال ۲۰۵۰ ممکن است مردم کتاب را دور بریزند... افلاطون می‌گوید کتاب، انسان‌زدایی هم می‌کند... کتاب، دشمن حافظه است... مک لوهان می‌گوید کتاب به اندازه تلویزیون دموکراتیک نیست و برای نخبگان است! ...
حریری از صوَر و اصوات طبیعت ژاپنی را روی روایتش از یک خانواده ژاپنی کشیده و مخاطب را با روح هایکوگون حاکم بر داستانش پیش می‌برد... ماجرای اصلی به خیانت شوئیچی به همسرش برمی‌گردد و تلاش شینگو برای برگرداندن شرایط به روال عادی‌... زنی که نمونه کامل زن سنّتی و مطیع ژاپنی است و در نقطه مقابل معشوق عصیانگر شوئیچی قرار می‌گیرد... زن‌ها مجبورند بچه‌هایی را بزرگ کنند که پدرهای‌شان مدت‌ها قبل فراموش‌شان کرده‌اند ...
اصطلاح راه رشد غیرسرمایه‌داری ابتدا در جلسات تئوریک بخش مطالعات کشورهای فقیر و توسعه‌نیافته کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی مطرح شد... ما با انقلابیون ضداستعمار ارتباط برقرار می‌کنیم و آنها را به ادامه مبارزه با امپریالیسم و قطع روابط اقتصادی با آن و حرکت به سمت خودکفایی تشویق می‌کنیم... اگر هم می‌خواهند رابطه تجاری بین‌المللی داشته باشند، با کشورهای کمونیستی ارتباط بگیرند... تنها جریان فکری که واقف بود که چه کاری باید انجام دهد، حزب توده بود ...