ترجمه کتاب «شوپنهاور» [Schopenhauer : a guide for the perplexed] نوشته آر. راج سینگ [R. Raj Sing] از مجموعه کتاب‌های راهنمای سرگشتگان انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد.

شوپنهاور [Schopenhauer : a guide for the perplexed] نوشته آر. داج سینگ [R. Raj Sing]

به‌گزارش خبرنگار مهر، آرتور شوپنهاور را در مقام یک‌متفکر یگانه به‌عنوان صاحب یکی از درخشان‌ترین سبک‌های نوشتاری در میان متفکران غرب و صاحب ایده‌های برانگیزاننده و بصیرت‌زا معرفی کرده‌اند و همین‌ویژگی منجر شده که بسیاری از متفکران، خوانش آثار او را به‌تمامی دلپذیر و آسان بیان کنند. او در نگارش آن‌چه در تاروپود اندیشه وی قرار داشته، به دور از پیچش‌های کلامی مفهومی و استدلال‌های موشکافانه مرسوم عمل کرده که وجهه بارز متفکران اروپایی بوده است؛ هرچند که بسیاری نیز بر این باورند که سرشت آثار او در نهایت برای فهم، نیاز به ارزیابی و تفسیر دارد و تنها در نگاه اول آسان و قابل فهم به نظر می‌رسند.

به‌تازگی کتابی درباره این متفکر باعنوان «شوپنهاور» به‌قلم آر. راج سینگ و ترجمه مهدی قنبری منتشر شده که در قالب مجموعه «راهنمای سرگشتگان» انتشارات علمی و فرهنگی با مخاطب خود ارتباط برقرار می‌کند.

راج سینگ هدف از نگارش این کتاب را توصیفی آسان‌فهم از این متفکر و اندیشه‌اش برای دانشجویان و خوانندگان غیرمتخصص عنوان کرده است. این کتاب به‌عبارتی‌دیگر سعی دارد در کنار سنجش انتقادی وی، تفسیری اصیل از او را نیز در اختیار دانشجویان فلسفه قرار دهد. این کتاب نشان داده که چه‌طور متفکری مانند شوپنهاور توانسته از مفاهیم شرقی در نظام فکری خود بهره ببرد و مبدل به یکی از نخستین متفکران فرا فرهنگی در نظام معنایی غرب شود.

کتاب شوپنهاور در نخستین فصل از خود خطوط زندگی این متفکر را ترسیم می‌کند و درباره سیر و سلوک و شکل گیری نظام فکری او پاسخ‌هایی را ارائه می‌کند. در فصل دوم، کتاب سراغ طرح این مفهوم رفته که جهان در وهله نخست از تصورات سوژه تشکیل شده و در ادامه دیدگاه‌های شوپنهاور در این زمینه و نیز موضوع دریافت، عقل و معرفت انسانی را تشریح می‌کند.

نویسنده در فصل سوم، خود موضوعات مورد تاکید شوپنهاور درباره اراده را مرور کرده که برمبنای وی او معتقد بوده که در نیرویی پویا و پایدار با نام اراده در همه موجودات وجود دارد. جنبه‌های رنج و پوچی زندگی موضوع فصل چهارم این کتاب است که در آن، نگاه این فیلسوف بدبین غرب، درباره موضوع زندگی مورد توجه قرار می‌گیرد و یکی از جدی‌ترین وجوه چرخش به شرق افکار وی را آشکار می‌سازد. داج سینگ در این بخش از کتاب تلاش کرده تا مساله خودپسندی انسان و بی‌اعتنایی او به درد و رنج دیگران را مورد توجه قرار دهد.

نگاهی به نظریه‌های شوپنهاور درباره زیبایی‌شناسی هنر، معماری، نقاشی، درام و موسیقی موضوع پنجمین فصل از این کتاب است که در ادامه و در فصل ششم با مساله بررسی مفهوم عشق رمانتیک میان دو جنس متفاوت در نگاه وی همراه می‌شود. در فصل هفتم این کتاب هم خطوط کلی پیوند اندیشه‌های این متفکر با تفکر شرقی به‌ویژه مفاهیم دانتا و بودیسم به‌تفصیل مورد بحث و توجه قرار گرفته و برخی از مفاهیم شرقی در اندیشه او به‌شکلی نقادانه مورد واکاوی قرار گرفته است.

موضوع هشتمین فصل کتاب، تفسیر شوپنهاور از مفهوم اخلاقی معمول از نقطه‌نظر اراده است و در نهمین فصل نیز دیدگاه او درباره مرگ و پیوندش با فلسفه و نیز ایده‌هایش درباره هرگونه زندگی ممکن پس از مرگ برای انسان مطرح شده است.

کتاب در فصل پایانی خود نیز این دیدگاه شوپنهاور را موردبحث قرار می‌دهد که انکار اراده اوج زندگی برتر اخلاقی و امکانی یگانه از هستی انسانی است.

این کتاب در 224صفحه و با قیمت ۲۵ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...