مجموعه آرای فقهی امام موسی صدر در کتاب «فقه زندگی» به کوشش حجت‌الاسلام مهدی پورحسین منتشر شد.

به گزارش مهر، موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر کتاب «فقه زندگی» برگرفته از آرا فقهی امام موسی صدر را با شمارگان هزار نسخه، ۲۶۸ صفحه و بهای ۳۵ هزار تومان منتشر کرد. 

«فقه زندگی» مجموعه مباحثی از آرای فقهی امام موسی صدر که برگرفته از گفتارها و نوشته‌های اوست. این کتاب بر مبنای اهمیت موضوع فقه در زندگی و نگاه دین‌شناسانه امام صدر و پرسش‌هایی که درباره فقاهت او همواره مطرح بوده، تدوین و منتشر شده است.  حجت‌الإسلام و المسلمین مهدی پورحسین گردآوری این محتوا را با نظارت حجت‌الإسلام و المسلمین محمد سروش محلاتی انجام داده است. ویراستار این کتاب نیز مهدی فرخیان است. 

نظر به اهمیت فقه در زندگی و زیست مؤمنانه و نگاهِ دین‌شناسانۀ امام موسی صدر، فقاهت او محل توجه و شاید به تعبیر دقیق‌تر، محل پرسش بوده است.برای پاسخ به این نیاز سه منبع مهم در اختیار ماست: ۱. تقریرات و تألیفات فقهی و اصولی امام صدر؛ ۲. آنچه در گفتارها و نوشتارهای ایشان فقهی یا ناظر بر فقه است؛ ۳. تاریخ شفاهی. برای رسیدن به نگاه و آرای فقهی امام موسی صدر باید این هر سه منبع در کنار یکدیگر دیده و خوانده شود. آنچه در این کتاب منتشر شده، برگرفته از منبع دوم است. 

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...