سید صادق اشکوری می‌گوید: 20 جلد از آلبوم اسناد بازار قم چاپ شده و انتظار می‌رود جمعاً بالغ بر 100 جلد ‌شود. این اسناد مهم، حاوی صد سال تجارت قم است.

سید صادق اشکوری اسناد شرعی روستاهای کاشان

به گزارش کتاب نیوز سید صادق اشکوری، رییس مجمع ذخانر اسلامی در گفت‌وگو با ایبنا گفت: من از بُعدی نویسنده و از بُعدی دیگر ناشر هستم. از بُعد نویسنده درباره آخرین کارهای انجام شده باید به مجموعه‌ای اشاره کنم که بسیار مهم است و طی دو سال اخیر منتشر شده است. 16 مجلد از اسناد موقوفه قنات‌ها و مزارع مسجد جامع آران (معروف به مسجد قاضی) است که تماما بازخوانی شده است.

وی افزود: اسناد موقوفه قنات‌ها و مزارع مسجد جامع شامل انواع سندهای شرعی مثل وقف‌نامه‌، صلح‌نامه، اجاره نامه و جز آن که پُر است از مطلب و تاریخ‌های ناگفته. طبعا هر کدام به مزرعه مخصوص خود نام گرفته است مثل اسناد مزرعه طلق آباد، شیرآباد، مسعودآباد، گلچین آباد، خرم آباد، سعادت آباد و غیره. در حوزه مطالعات قنات‌های ایرانی نیز می‌تواند مهم باشد چه آنکه از این نگاه تاکنون به مقوله قنات کمتر پرداخته شده است.

رییس مجمع ذخانر اسلامی ادامه داد: این مجموعه ارتباط وقف، قنات و مسجد را نیز به خوبی بیان می‌کند. ضمن آنکه برای دانشجویان سندخوانی نیز مفید است. آخرین تجربیات بنده در حوزه سندخوانی در این مجموعه پیاده شده است.

او افزود: کار دیگری که از سال 1400 آغاز کرده‌ایم به نام «آلبوم اسناد» است. این آلبوم اسناد بدون هیچ توضیح افزوده‌ای، آلبومی است که مخاطب ورق می‌زند و سندها را مشاهده می‌کند. این‌ها به منظور حفظ اسناد ایرانی از سویی، و بسترسازی برای محققان حوزه تاریخ و اسناد ایران از سویی دیگر، منتشر می‌شود. تاکنون از این مجموعه در حدود 40 جلد منتشر شده و ادامه خواهد داشت.

این پژوهشگر با بیان اینکه مجموعه اسناد کاظمینی یزد در 10 جلد چاپ شده است، گفت: توضیحی در ابتدای مجموعه آمده است و بعضا مقدمه‌ای درباره مجموعه دارد.

وی افزود: در سال‌های گذشته مجموعه مختلفی از نسخه‌های خطی، سنگ قبرها و اسناد را عکس‌برداری کرده‌ایم و از سال 1400 تصمیم گرفتیم آن‌هایی را که نمی‌توانیم بازخوانی کنیم (چون بسیار هزینه‌بر است)، لااقل برای نسل‌های آینده، در اختیار محققان قرار دهیم. این اسناد مواد خام پژوهش است و در واقع ده‌ها رساله در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری از همین بخش‌های چاپ شده قابل استخراج است.

برای مثال آلبوم اسناد بازار قم 20 جلد از آن چاپ شده است، و انتظار می‌رود جمعاً بالغ بر 100 جلد ‌شود. این اسناد مهم، حاوی صد سال تجارت قم است. اگر بخواهیم بررسی کنیم قیمت اجناس در قم و شهرهایی که با قم تجارت داشته‌اند، چقدر بوده است؟ چه می‌فرستادند؟ چه می‌گرفتند؟ از دیگر منظرهای اقتصادی و رجال‌شناسی نیز حایز اهمیت است.

از دیگر آلبوم‌های چاپ شده، به آلبوم اسناد زنجان، آلبوم اسناد مدرسه علمیه شیراز، آلبوم اسناد دامغان نیز باید اشاره داشت.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...