نمایشنامه هُراس [Horace Tragedie] برای پس از نزدیک به نیم قرن در انتشارات علمی و فرهنگی تجدید چاپ شد.

هراس [Horace Tragedie]


به گزارش مهر، انتشارات علمی و فرهنگی نمایشنامه هُراس نوشته پیتر کورنی را با ترجمه محمد علی معیری را پس از نزدیک به نیم قرن تجدید چاپ کرد.

این نمایشنامه شرح وقایعی است درباره جنگ بین روم و آلب؛ میان سه تن از دلیران رومی و سه تن از دلاوران آلبی که با هم نسبت خویشاوندی نیز دارند.

کورنی در این نمایشنامه قهرمانانی ممتاز و رویایی خلق کرده که پیش از هر چیز به افتخار و شرف دودمان و کشور خویش توجه نشان می‌دهند و در این راه از هر نوع فداکاری دریغ نکرده و حتی از عشق خود نیز می‌گذرند.

شاهکار کرنی را باید  در این نمایش در موضوع آفریدن موضوعات تازه و گوناگون و بر هم پیوستن رشته وقایع مختلف داستان دید. او به شکلی داستان‌هایش را می‌نویسد که هیجان بسیاری خلق کرده و در کنار آن پایانی دلپسند و غیر منتظره نیز ایجاد می‌کند. هنر وی را در واقع در نوشتن نمایشنامه‌هایش باید در تلفیق تراژدی و کمدی توام با هم دانست. بسیاری از منتقدان آثار او را در زمره قصه‌های غصه‌زای قهرمانی و حماسی معرفی کرده‌اند؛ آثاری که چنان ظریف‌اندیش و توام با ریزه کاری نوشته می‌شوند که تقریبا تمامی اهالی نمایش آن را می‌پسندند.

پیتر کورنی از نمایش نامه نویسان فرانسوی قرن نوزدهم بوده که به همراه ژان راسین و مولیر در شمار بزرگترین درام نویسان عصر خود به شمار می‌رفت. او را بسیاری بنیانگذار تراژدی فرانسوی می‌دانندکه در آغاز فعالیت خود مورد توجه جدی ریشلیو صدر اعظم مشهور لویی سیزدهم قرار گرفت.
انتشارات علمی و فرهنگی این نمایشنامه را برای نخستین نوبت در سال 1349 منتشر و به تازگی برای دومین نوبت آن را تجدید چاپ کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

ایران را با شیلی مقایسه کرده‌اند و از اینکه چرا محمدرضا شاه همچون پینوشه با حمایت آمریکا انقلابیون را در ایران سرکوب نکرده و حمام خون راه نینداخته ناراضی هستند... یک نظامی خودساخته و گستاخ با تغییراتی برق آسا برای ایجاد ترقیاتی که بیشتر از سطح فرهنگ و سواد او بود یا جوانی ضعیف که اگر چه تربیت و آموزشی عالی داشت اما عملا در پانزده سال نخست سلطنتش قدرتی نداشت ...
سیمین جان، عزیز دلم، دختر سیاه‌سوخته شیرازی، چه بگویم؟ عمرم! جان من به لب آمد تا کاغذت رسید... سیمین جان، یک خریت کرده‌ام که ناچارم برایت بنویسم... هوای تو را بو کردم و در جست‌وجوی تو زیر همه درخت‌ها را گشتم ... همین‌طور گریه می‌کردم و هق‌هق‌کنان می‌رفتم... همین یک دسته کوچک مو کافی است... دانه دانه مرتب کرده‌ام و وسط آن را با یک نوار کوچک چسب روی یکی از عکس‌هایت چسبانده‌ام و بو می‌کنم. و راستی چه خوب بوی تو را دارد ...
گروهی از دانش‌آموزان انگلیسی هشت تا سیزده ساله... نخست می‌کوشند تا سازمان اجتماعی و سیاسی ثابتی برقرار کنند... بعد از آنکه ماده خوکی را به نحو وحشتناکی می‌کشند توتمی تأسیس می‌کنند... جزیره به صورت جهنمی درمی‌آید. شکارچیانِ ژولیده‌مو، با بدن نقاشی‌شده، مانند جنگجویان، مسلح به نیزه و تشنه‌ی خون... قصه قابل تفسیرهای مختلف (فرویدی، جامعه‌شناختی و مابعدالطبیعی) است ...
در آغاز دهه‌ی 60 انتشار یافت که خود شاهد جنبش فرهنگی نیرومندی بود: در امریکای شمالی، نخستین نسلی که با تلویزیون بزرگ شده بود، به سن رشد می‌رسید... گسترش فرهنگ کتاب اندیشه‌ی فردیت و ساختار اجتماعی دولت ملی را پدید آورد... با کشف الکتریسیته در مرحله‌ی چهارم تحول، جریان جایگزینی یک «کهکشان» تازه، با «کهکشان گوتنبرگ» آغاز می‌شود... نسل‌هایی که با تلویزیون و دیگر رسانه‌های نوین بزرگ شده‌اند، این توانایی را می‌یابند که آن یکپارچگی روانی جامعه‌ی قبیله‌ای را در «دهکده‌ی جهانی» برقرار سازند ...
مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...