کتاب «شکسپیر و کارناوال پس از باختین» [Shakespeare and carnival : after Bakhtin] نوشته رونلد نولز با ترجمه رؤیا پورآذر به زودی منتشر می‌شود.

Shakespeare and carnival : after Bakhtin


رؤیا پورآذر، فارس، گفت: این کتاب منتخبی از بهترین مقالات ارائه شده در سمیناری پیرامون کارناوال و نمایشنامه‌های شکسپیر است که با رویکردهای مختلف بر روی 10 نمایشنامه شکسپیر نوشته شده است و در آن المان‌های کارناوالی این نمایشنامه‌ها مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

پورآذر درباره المان‌های کارناوالی توضیح داد: در قرون وسطی مراسم کارناوال گونه‌ای در اروپا برگزار می‌شد که ویژگی‌های عمده این مراسم‌ها در ادبیات عامه آن کشورها منعکس شده است و با توجه به این ویژگی‌ها می‌توان به نقد آثار نویسندگان پرداخت.

وی ادامه داد: باختین در کنار ایده چندصدایی در متن ادبی وقتی به مساله «خنده» در آثار ادبی می‌رسد می‌گوید خنده در فرهنگ عامه ایدئولوژی مسلط را به هجو می‌کشاند و در آنجاست که بحث کارناوال را نیز مطرح می کند و می‌گوید المان‌های کارناوالی در آثار ادبی و حتی تراژدی‌ها قابل دریافت و واکاوی هستند.

پور آذر همچنین ادامه داد: این المان‌های کارناوال ایدئولوژی برتر و مسلط را به چالش می‌کشد و فرهنگ تک گویی را از جایگاه رفیع‌اش پایین می‌آورد؛ در اثر ادبی هم می‌توان با ابزار قرار دادن این المان‌های کارناوالی تک گویی مسلط و مطلق متن ادبی را زیر سوال برد.

وی با بیان اینکه المان‌های کارناوالی در کمدی بیشتر خودشان را نشان می‌دهند، اظهار داشت: خوشبختانه همه نویسندگان در مقالات این کتاب به تراژدی‌های شکسپیر نظر انداخته‌اند ضمن آنکه تراژدی‌ها و نمایشنامه‌های تاریخی نیز از چشم منتقدان دور نمانده است.

پور آذر در ادامه یادآور شد: اگر کسی بخواهد با باختین آشنا شود حتماً باید کتاب «تخیل مکالمه‌ای» و «رابله و دنیای او» را بخواند اما چون این کتاب به فارسی ترجمه نشده و با شرایط موجود امکان ترجمه آن هم نیست، به نظر می رسد «شکسپیر و کارناوال پس از باختین» می‌تواند جایگزین مناسبی برای آنها باشد.

مترجم کتاب «تخیل مکالمه‌ای» در ادامه تاکید کرد: در مقدمه 40 صفحه‌ای این کتاب توضیحاتی پیرامون کتاب «رابله و دنیای او» داده‌ام که خواننده را با داستان این کتاب و موضوع بحث آن بیشتر آشنا می‌کند.

وی افزود: این کتاب توسط نشر خرد منتشر و به زودی وارد بازار کتاب می‌شود و امیدوارم مورد پسند و استفاده کسانی که به مباحث مرتبط با نظریه ادبی علاقه دارند واقع شود.

پور آذر همچنین از انتشار کتاب «بوطیقای داستایفسکی» خبر داد و اظهار داشت: در این کتاب باختین با مقایسه
داستایفسکی و تولستوی ایده چندصدایی در متن ادبی را مطرح می‌کند و با مقایسه سبک نگارش این دو نویسنده نشان می‌دهد که چگونه رمان‌نویس می‌تواند مجال بروز به شخصیت‌های مختلف منطقه‌های مختلف بدهد.

وی در پایان تصریح کرد: هنوز ناشر نهایی این اثر مشخص نیست، اما به احتمال قوی توسط انتشارات هرمس منتشر می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...