کتاب «پلورالیسم در موسیقی پست‌تونال» توسط نشر افکار منتشر شد.

پلورالیسم در موسیقی پست‌تونال علی احمدی فر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «پلورالیسم در موسیقی پست‌تونال» نوشته علی احمدی فر یازدهمین جلد از «مجموعه‌ی موسیقی جهان» در نشر افکار است که در ۱۶۵ صفحه قطع وزیری به بهای چهل‌هزار تومان منتشر شده است. 

نویسنده در مقدمه‌ خود با شرحی بر موسیقی مدرن و پست‌مدرن و نیز مفاهیم موسیقی تونال و پست‌تونال، می‌نویسد: «تجربه ­گرایی­‌ای که از اوایل قرن بیستم آغاز گشت، با وجودِ تمامی دستاوردهای مدرنیسم، موسیقیِ بعد از جنگ جهانی دوم و به‌خصوص در دهه­‌های ۶۰ و ۷۰ با امتزاج و اختلاطِ عناصر مختلف و بازگشت به گذشته و موسیقیِ تونال در نیمۀ دوم قرن بیستم، باعث شروع پست­ مدرنیسم می‌شود. سوال تاریخیِ تاریخ معاصر این است که پست­ مدرنیسم رو به جلو حرکت می‌­کند یا رو به عقب؟

تصویری که به‌دست می‌­آید، این‌گونه است که به‌طور کل، المان­‌های مکاتب و نگرش­‌های هنری مختلف، متفاوت و متضادِ کلاسی­سیسم، رمانتی­سیسم، امپرسیونیسم، اکسپرسیونیسم، مینی­مالیسم، سریالیسم، موسیقی اکسپریمنتال، موسیقی کانسپچوال، موسیقی باروک، قرون وسطی و رنسانس، موسیقی­‌های محلی و بومی، میکروتونالیته، موسیقی جاز و راک و پاپ، موسیقی تصادفی و بسیاری عوامل متضاد آهنگسازی به‌طور هم‌زمان در یک کمپوزیسیون دیده می‌­شود. این همزمانی ایسم‌­های متعدد، که از مشخصه‌­های موسیقی معاصر به‌شمار می‌آید، پلورالیسم در موسیقی پست­تونال است.»

احمدی‌فر، مفهوم پلورالیسم در موسیقی را چنین شرح داده است:

«پلورالیسم در دوره‌­های مختلف تاریخ به‌شکل‌های مختلف ظهور پیدا کرده، اما در هنر معاصر به اصلی‌­ترین مشخصۀ این دوره مبدل گشته ­است که برای آشنایی و درک آن باید تقریباً تمامی مکتب­‌ها، سبک‌ها و نگرش‌­های تأثیرگذار تاریخ موسیقی را به‌طور تخصصی شناخت. از منظر تاریخ مدونِ موسیقی، پلورالیسمِ موسیقی معاصر، ریشه در دوآلیسمی دارد که از رنسانس آغاز گشت و همین‌طور تا امروز، به‌شکل پیچیده و چند وجهی‌­ای، ادامه دارد، به‌شکلی که در هر دوره­‌ای به‌گونه‌­ای و به‌خصوص در دورۀ معاصر به‌طرز شگفت‌آوری، بسط و گسترش یافت. گذشته از سیر تاریخی پیوستۀ رنسانس تا امروز، از منظر دیگری ریشه­‌های پلورالیسم را که به‌اندازۀ کلِ موسیقی فولکلور اقوام و ملل جهان از دوران باستان گسترده است، می­توان بررسی کرد.

این گوناگونی بسیار گسترده که انتهای گسترۀ آن قابل رؤیت نیست، گسترده­‌ترین و پلورالیستی­ترین وجوه تاریخ موسیقی است. اگر این دنیای گسترده و لایتناهی پلورالیستی دوران کهن را ریشه­‌های درخت تنومند تاریخ موسیقی که در تندباد تاریخ سربرافراشته و تا امروز رشد کرده و شاخ و برگ­‌های آن به‌مثابه موسیقی معاصر بر تاریخ معاصر سایه افکنده، در نظر بگیریم، به ارتباط تشابه عجیب و در عین حال متضادی بین ریشه­‌های گستردۀ موسیقی کهن و شاخ و برگ­‌های متنوع و بی­شمار موسیقی معاصر پی خواهیم برد. این درخت که نماد رشد تفکر موسیقی در تاریخ بشر است و بالطبع بخش قابل توجهی از آن، در تاریخ علمی موسیقی اروپا نمو یافته، رشد کرده و زیبایی کلاسیک یافته، در اوج رشدِ تنۀ اصلی خود در اواخر قرن نوزدهم به موسیقی روسیه و سپس اروپای شرقی و بعد از آن به موسیقی آمریکا و در آخر به‌اندازۀ تمام ممالک و مناطق مختلف جهان امروز گسترده می­‌شود.»

علی احمدی‌فر، متولد ۱۳۵۵ در تهران، آهنگساز، پژوهشگر موسیقی معاصر و مدرس علوم آهنگسازی است. وی هارمونی کلاسیک، سبک‌شناسی و تاریخ موسیقی معاصر را نزد استاد کیوان میرهادی آموخته و هم‌اکنون به تدریس، تألیف و آهنگسازی مشغول است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
باهوش و بی‌سواد و می‌خواره و یکی از مریدهای دیدرو است... به شیوه‌ی خود، رؤیای آینده‌ای درخشان را در سر می‌پرورانند و خود را از بابت فقری که گرفتارش هستند دلداری می‌دهند... به زن جوانی از طبقه‌ی اشراف برمی‌خورد... از قید قیمومت شوهر پیرش آزاد می‌شود و با لوسین می‌گریزد... وارد محافل روزنامه‌نگاری می‌شود... احتیاج به پول و جاه‌پرستی مایه‌ی آن می‌شود که ادبیات را رها کند و به سوی عالم سیاست برود... او که آزادی‌خواه بود، سلطنت‌طلب می‌شود ...
تن‌تن به نوعی‌ هری‌ پاتر‌ زمان‌ خود بود... فعال، کنجکاو، مؤدب، در عین‌حال سنت‌شکن... یک دریانورد کهنه کار، بددهن و غرغرو که اعتیاد شدید به‌ الکل‌ دارد و شیشه‌ مشروبش عین ناموسش می‌ماند... داستان‌ها توسط تصاویری پشت سرهم‌ و به‌ صورت‌ دکوپاژی‌ دقیق‌ و خطی‌ و روان‌ تعریف می‌شوند... در مجموعه تن‌تن سکس و خشونت محلی‌ از‌ اعراب‌ ندارد... مردم به دو دسته‌ تقسیم می‌شوند یا متمدن شهرنشین‌اند و یا دهاتی و گاوچران! ...
نماینده‌ی دو طیف متفاوت از مردم ترکیه در آستانه‌ی قرن بیستم‌اند... بر فراز قلعه‌ای ایستاده که بر تمامی آن‌چه در طی قرن‌ها به مردم سرزمین‌اش گذشته اشراف دارد... افسری عالی‌رتبه است که همه‌ی زندگی خود را به عشقی پرشور باخته، اما توان رویارویی با معشوق را ندارد... زخمی و در حالتی نیمه‌جان به جبهه‌های جنگ فرستاده می‌شود... در جایی که پیکره‌ی روح از زخم‌های عمیق عاطفی پر شده است، جنگ، گزینه‌ای است بسی بهتر از زیستن در تلخیِ حسرت و وحشتِ تنهایی ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...