کتاب «گنجینه مُهر رضوی؛ بررسی مهرهای موجود در اسناد آستان قدس رضوی» به همت آمنه موسوی و توسط انتشارات آستان قدس رضوی به چاپ رسید.

گنجینه مُهر رضوی؛ بررسی مهرهای موجود در اسناد آستان قدس رضوی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، آمنه موسوی، کارشناس نمایه‌سازی و مستندسازی مرکز اسناد و مطبوعات آستان قدس رضوی در گفت‌وگویی، مُهر را اولین عنصر در شناخت هویت افراد و مهم‌ترین اصل در شناخت اسناد تاریخی توصیف کرد و آن را در حکم شناسنامه برای نسل‌های قبل برشمرد.

وی، تحقیق و بررسی در مهرها را زمینه‌ساز کسب اطلاعات پیرامون اوضاع اجتماعی، فرهنگی، هنری، اقتصادی، اعتقادی و اخلاقی پیشینیان عنوان کرد.

این پژوهشگر، کاربرد زیاد مهر را زمینه‌ساز ایجاد مشاغلی چون مهرداری، مهرسازی یا حکاکی مهر و مهر فروشی درگذشته دانست.

موسوی، وجود مهر را یکی از موضوعات اساسی در اسناد برشمرد و گفت: مرکز اسناد آستان قدس رضوی مجموعه‌ای بی نظیر از سندهای ممهور به انواع مهرهای حقیقی مربوط به اقشار مختلف اجتماعی را داراست که از ارزش بسیار بالایی به لحاظ کمی و کیفی در مباحث تاریخی، اعتقادی، فرهنگی، هنری و اجتماعی برخوردار است.

وی با بیان اینکه شناخت مهر در این اسناد پژوهشگر را در بدست آوردن ماهیت سند و صاحب مهر یاری می‌رساند، بررسی مهر اسناد را برطرف کننده ابهامات بسیاری در حیطه تاریخی عنوان کرد.

موسوی با اشاره به وجود نام، نام پدر، سیادت، شهرت، لقب، شغل، منصب وحتی در برخی موارد نام طایفه و محل تولد در سجع مهر را در مستندسازی اسامی بسیار موثر دانست.

وی همچنین قیمت گذرای اسناد بر پایه مهر شخصیت‌ها از جمله پادشاهان و صاحب منصبان و میزان تاثیر پذیری مهرها از وجود مضجع شریف امام رضا(ع) در مشهد را از جمله دستاوردهای این پژوهش برشمرد.

پرداختن به تاریخچه مهر در تمدن اسلامی به روش‌های کنده کاری مهر، مشاغل مربوط به مهر(مهردار، حکاک و مهر فروش)، مکان مهرسازی، ویژگی‌های ظاهری و محتوایی مهرهای موجود در اسناد آستان قدس رضوی شامل شکل، سجع، محل مهر، جنس مهر، معرفی مهرصاحب منصبان وکارکنان دیوانی آستانه و مهر زنان ازدوره صفویه تا قاجاریه از جمله بخش‌های کتاب «گنجینه مُهر رضوی؛ بررسی مهرهای موجود در اسناد آستان قدس رضوی» به شمار می‌رود.

................ هر روز با کتاب ................

هنر |
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...