کتاب «تن و دیگر پاره‌های عشق» [Flesh and Other Fragments of Love یا Chair et autres fragments de l'amour] نوشته اِولین دو لا شنلی‌یر[Évelyne de la Chenelière] و با ترجمه مازیار نیستانی، از سوی نشر مانیاهنر منتشر شده است.



به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، نمایش‌نامه «تن و دیگر تکه‌پاره‌های عشق» داستان زوج جوانی را روایت می‌کند که بعد از سه سال زندگی مشترک، ادامه ازدواج‌شان را در خطر می‌بینند. آن‌ها برای نجات این رابطه برنامه سفر می‌چینند تا به این طریق، فرصتی برای فکر و احیای روابطشان به دست آید. اما پای یک جنازه به داستان باز می‌شود.

«تاریخچه‌ی اجرا»، «تکه پاره‌ها»، «اشخاص»، «چشم‌انداز»، «جسد»، «خون و اشک»، «شکم»، «مُشت»، «سینه»، «زبان»، «تن»، «مغز» و «قلب» از فصل‌های این کتاب به شمار می‌آید.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «ماری: مادرش عاشق این بود بره دیدن سنگ قبرها. عاشق شب‌زنده‌داری تو مراسم عزا بود. عاشق خبرهای بد و این‌که خبرهای بد رو همه‌جا پخش کنه. عاشق این بود که اشک بریزه، نامه‌های تسلیت بفرسته، وصیت‌نامه‌ش رو بنویسه. نام وراث رو کم و زیاد کنه. عاشق این بود که به نوشته‌ی روی سنگ قبرش فکر کنه. می‌نوشت و با صدای بلند می‌خوند تا تاثیرش رو بسنجه.»

در مقدمه‌ای از مازیار نیستانی بر این اثر آمده که «اِوِلین دولاشُنُلی‌یِر نمایش‌نامه‌نویس و بازیگر، متولد 1975، اهل کِبِک کانادا است. ِشُنُلی‌یِر، دانش‌آموخته‌ی ادبیات مدرنِ دانشگاه سوربن و فارغ‌التحصیل رشته‌ی تئاتر از مدرسه‌ی میشل گرانوِل است.

از ِشُنُلی‌یِر تاکنون بیست‌ودو نمایشنامه منتشر شده است که معروف‌ترین آن‌ها عبارتند از توت فرنگی‌ها در ماه ژانویه(1999)، بشیر لازار(2002)، پای فرشتگان(2009)، تن و دیگر تکه‌پاره‌های عشق(2012).

کتاب «تن و دیگر پاره‌های عشق» نوشته اِوِلین دولاشُنُلی‌یِر، در 137 صفحه، با شمارگان 500 نسخه، به قیمت 29 هزار تومان، در قطع رقعی، جلد شومیز و با ترجمه مازیار نیستانی، از سوی نشر مانیاهنر به بازار کتاب رسید.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...