نمایش‌نامه «همه پرندگان» [Birds of a Kind (Tous des oiseaux)] نوشته وَجدی مُعَوَد [Wajdi Mouawad] و با ترجمه محمدرضا خاکی، از سوی نشر مانیاهنر به کتاب‌فروشی‌ها رسید.

همه پرندگان» [Birds of a Kind (Tous des oiseaux)]  وجدی معود [Wajdi Mouawad]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، مترجم «همه پرندگان» درباره این اثر می‌نویسد: « این کتاب، بیان‌کننده‌ی داستانی عاشقانه و شورانگیز است؛ داستان عشقی ناممکن که از همان اولین لحظات شروع نمایش و با همان اولین تبادل نگاه‌ها میان دو جوان ساکن نیویورک، در یک کتابخانه دانشگاهی شکل می‌گیرد.»

کتاب شامل چهار فصل به نام‌های «پرنده‌ی زیبایی»، «پرنده‌ی اتفاق»، «پرنده‌ی بدشانسی» و «پرنده‌ی دوزیست» است و هر فصل، بخش‌هایی را دربرمی‌گیرد که «یک پوست عالی»، «غیرواقعی‌بودن یک گل کاغذی»، «معرفی‌کردن و به هم رسیدن‌ها»، «تشخیص پزشکر»، «روز اول»، «شیوه‌ای برای دیده‌شدن»، «جهنم»، «زمان فروپاشی»، «سرعت حقیقت» و «یک سنگ» از آن جمله به شمار می‌آید.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «وحیدا: چون داریم از هم جدا می‌شیم، معنی‌ش این نیست که داریم از هم جدا می‌شیم. باید به دیدار دوباره امیدوار بود و مثلِ قهرمان‌ها عمل کرد. مثل آن هاتاوی و ماتیو مک کانووی، وقتی که سفینه‌ی فضایی‌شون تو چاله‌ی سیاه افتاد.»

وَجدی مُعَوَد متولد لبنان است. قبل از ساکن شدن در شهر مونترال کانادا، چندسالی را در دوران کودکی در پاریس گذرانده است. سال‌ها بعد، وقتی هنرمندی پرآوازه می‌شود، دوباره به فرانسه بازمی‌گردد و در شهر نانت در غرب فرانسه، ساکن می‌شود. اجرای سه نمایش ساحلی، آتش‌سوزی‌ها و جنگل از تترالوژی(چهارقسمتی) خون‌وعده‌ها در فستیوال آوینیون، استقبال و تحسین محافل هنری فرانسه را برای وَجدی مُعَوَد به ارمغان می‌آورد و پس از آن، مدیریت و کارگردانی «تئاتر دولاکولین»، یکی از مهم‌ترین تئاترهای شهر پاریس، به او سپرده می‌شود.

کتاب «همه پرندگان» نوشته وَجدی مُعَوَد، در 220 صفحه، با شمارگان هزار نسخه، به قیمت 53 هزار تومان، در قطع رقعی، جلد شومیز و با ترجمه محمدرضا خاکی، از سوی نشر مانیاهنر به کتاب‌فروشی‌ها راه یافت.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...