برنامه اهدای جایزه بزرگ شهید آوینی ویژه برترین‌های مستند سال سینمای ایران، شنبه شب با حضور فیلمسازان، مسئولان فرهنگی و علاقه‌مندان به این سینما در تالار وحدت برگزار ‌شد. 
  
نتایج مراسم برترین‌های مستند سال در بخش‌های اصلی به شرح زیر است:
بهترین فیلم رده سوم:
لوح افتخار، نشان برنزی و 10 سکه بهار آزادی به:
وحید چاووشی برای سقف آسمان.
عباس امینی برای طعم خورشید.
پریوش نظریه برای نزدیک‌تر از نفس. 
بهترین فیلم رده دوم:
نشان سیمین و 15 سکه بهار آزادی به:
مسعود رحمانی برای مدار صفر درجه.
مسعود بخشی برای تهران انار ندارد.
بهترین تحقیق:
لوح افتخار ، نشان سیمین و 10 سکه بهار آزادی به حسن نقاشی، پژوهشگر و کارگردان فیلم مشی و مشیانه ، وحید موسائیان ، پژوهشگر و کارگردان فیلم سرزمین گمشده.
بهترین فیلم رده اول:
لوح افتخار، نشان زرین و جایزه بزرگ شهید آوینی مشتمل بر 30 سکه بهاز آزادی به:جواد مزد آبادی کارگردان مستند دست سیاه نان سفید. 
لوح افتخار، نشان زرین و جایزه ویژه دستاورد ملی و 20 سکه بهار آزادی بخاطر تداوم و پایمردی هنرمندی متعهد و کارکشته که عمری را در خلق آثاری ارزشمند که هریک دستاوردی ملی محسوب می‌شوند، گذاشته است، به منوچهر طیاب، کارگردان دریای پارس تقدیم شد.

بنا به این گزارش، 59 مستند ایرانی در مرحله نهایی داوری جایزه آوینی قرار گرفتند که برترین‌ها در این مراسم معرفی ‌شدند. حمایت و ارتقای سینمای مستند وارج نهادن برنقش ممتاز و شخصیت ارزشمند سید شهیدان اهل قلم مرتضی آوینی ، ازاهداف این رویداد به شمار می‌رفت.
مجید مجیدی،کیومرث پوراحمد، مرتضی سرهنگی، عزیزالله حمیدنژاد، مرتضی رزاق کریمی، مهدی همایونفر و اکبر نبوی داوری آثارمنتخب جایزه شهید آوینی را بر عهده داشتد.

همچنین، انجمن مستند سازان سینمای ایران با ترکیب محمدرضا اصلانی، منوچهر مشیری و ناهید رضایی ، انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران با امیر جواد اسماعیلی، سعید مستغاثی و مریم پوریامین، داوری و انتخاب آثار مستند را بر عهده داشتند.
200سکه‌طلا به همراه جوایزی در بخش جنبی به آثار راه یافته به بخش نهایی داوری جایزه شهید آوینی اهدا می‌شود.

برپایی چهار بزرگداشت در قالب تجلیل از حسین ترابی برای تولید فیلم برای آزادی، مهدی مدنی برای فیلم پل آزادی با رویکرد دفاع مقدس و در حوزه مستند داستانی دفاع مقدس تکریم از خانواده مرحوم رسول ملاقلی‌پور و یک بزرگداشت به همراه جایزه ویژه هیات داوران در برنامه پایانی جایزه آوینی به اجرا درآمد. تجلیل از 10 شهید هنرمند و چهار نفر از پیشکسوتان حوزه سینمای مستند جنگ ، از دیگر بخش‌های برنامه اهدای جایزه شهید آوینی بود. 

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...