«آقای دادستان! داستان‌ها در داستان زندگی من» (علی گرکانی) به اهتمام هرمز همایون‌پور منتشر شد.

آقای دادستان!؛ داستان‌ها در داستان زندگی من (علی گرکانی)  هرمز همایون‌پور

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب که داستان‌ زندگی علی گرکانی، دادستان پیشین تهران (۱۳۴۵-۱۳۴۷) است به اهتمام هرمز همایون‌پور در ۲۱۷ صفحه با شمارگان ۵۵۰ نسخه و قیمت ۴۲ هزار تومان در نشر پارس کتاب منتشر شده است.

در نوشته پشت جلد کتاب می‌خوانیم: کتابی که در دست دارید، خاطرات سیاسی نیست؛ بنابراین، از لاف و گزافه‌های معمول چنین خاطراتی بری است. شرح حال و زندگی نوجوانی است که در کنار خانواده خود در شهرهای ارومیه، تبریز و کرمان تحصیل می‌کند. در ارومیه آن روز به دست سالدات‌های روس که شهر و اطراف آن را در تصرف داشته‌اند دستگیر می‌شود و چون سعی می‌کنند او را وادار به جاسوسی کنند می‌گریزد... .

نویسنده، در هر شهری که اقامت داشته، عادات و رسوم مردم و خصوصیات روحی و شخصیتی آن‌ها را با زبانی ساده بازگو می‌کند. او، که کارش را در دادگستری از پله اول در آبادان زمان ملی شدن صنعت نفت شروع می‌کند، بعد از انتقال به تهران به ریاست دادگاه جنایی و سپس دادستانی می‌رسد. این قسمت خاطرات او، نشانگر بخشی از تاریخ دادگستری ایران در سال‌های قبل از انقلاب است. دیدار او از اروپا و ایتالیا و آن‌چه در آن مناطق مشاهده می‌کند نیز از بخش‌های خواندنی و آموزنده کتاب است.

................ هر روز با کتاب ...............

دختر به پدر می گوید: برای تو همه جا میدون جنگه، ولی برای من نه... درباره‌ی یک زخم ناسور ملی ست، که این بار، از یک دعوای مضحک دونفره، سر باز کرده است. یک زخمی قومیتی، یک زخم مذهبی، یک زخم به پشتوانه‌ی سالها جنگ داخلی... فهمیدن اینکه همیشه و همه جا و در برابر همه کس نیاز به روحیه جنگاوری و سلحشوری نیست، و هر اختلافی را نباید تبدیل به جنگ حیثیتی کرد؛ سخت است ولی لازم ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...