کتاب «دفترچه خاطرات ایرلندی» اثر هاینریش بل با ترجمه سارنگ ملکوتی توسط نشر نگاه منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «دفترچه خاطرات ایرلندی» نوشته هاینریش بل به‌تازگی با ترجمه سارنگ ملکوتی توسط نشر نگاه منتشر و راهی بازار نشر شده است. این کتاب دهمین عنوان از مجموعه «مجموعه‌آثار» است که این ناشر چاپ می‌کند.

هانریش بل نویسنده شناخته‌شده آلمانی است که به سال ۱۹۱۷ متولد و در سال ۱۹۸۵ درگذشت. «عقاید یک دلقک» یکی از آثار شناخته‌شده او در ایران است.

«دفترچه خاطرات ایرلندی» دربرگیرنده روایت سفر کوتاه بل به ایرلند است که اواسط دهه ۱۹۵۰ انجام شد. نویسنده در این کتاب به یادداشت‌های مختلف و پراکنده درباره ایرلند و وضعیت نابه‌سامانش در آن دوران پرداخته است. منتقدان ادبی، کتاب مورد نظر را از شاعرانه‌ترین آثار این نویسنده دانسته‌اند.

بل، بدون اشاره به مقولاتی چون اقتصاد، تاریخ فرهنگ و …، ویژگی‌های دوستداشتنی مردم ایرلند را به تصویر کشیده است. این کتاب برای اولین‌بار در سال ۱۹۵۷ منتشر شد.

این کتاب با ۱۶۸ صفحه و قیمت ۱۸ هزار تومان منتشر شده است.

زنانگی عنصر مغفول و هنوز ناشناخته عصر ماست و باور کنید هرچه بدبختی می‌کشیم از همین جاست... دختر شاهزاده‌ای است که آنقدر پاکدامن و باکره است و عطر بهشت دارد که پرستش می‌شود اما هیچ خواستگاری ندارد... پسرش اروس را مامور می‌کند او را بکشد... به تحریک خواهرانش، قول و قرارش با اروس را زیر پا می‌گذارد... هر زنی همزمان دو ابزار شگفت‌انگیز و البته وحشتناک دارد: چراغ و خنجر ...
پیش از بوکر او هرگز نتوانسته بود صرفا از طریق داستان‌هایش مخارج زندگیش را تامین کند... تنها در بریتانیا ۸۰۰ هزار نسخه فروخته... برنده شدن در این جایزه به یک نوع «تاج‌گذاری» تبدیل شده است... هر سال مجموعه جدیدی از داوران انتخاب می‌شوند... برخی از ناشران نیز رزومه داوران را موشکافی می‌کنند و آثار پیشنهادی را مطابق سلیقه آنها ارائه می‌دهند... برنده شدن بسیاری را تبدیل به نویسندگانی مضطرب می‌کند ...
حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...