در اهمیت زبان فارسی | سازندگی


از نظر تاریخی و از نظر فرهنگی در دنیا چهار زبان فارسی، یونانی، ایتالیایی و انگلیسی مهم‌ترین زبان‌‌ها هستند. البته هر کدام دلیل دارد. زبان فارسی را به‌علت «شاهنامه» فردوسی، زبان ایتالیایی به‌علت «کمدی الهی» دانته و زبان یونانی را به‌علت بودن «ایلیاد» و «ادیسه» هومر و زبان انگلیسی به‌علت مجموعه‌آثار شکسپیر. این چهار زبان یادگارِ شکوهمندِ نبوغِ بشری هستند و ما ایرانیها بسیار خوشبختیم که یکی از این چهار زبان تاریخی مهم، زبان فارسی است.

زبان فارسی

زبان فارسی از جهات مختلف دارای اهمیت است: اولین اهمیتش این است که در ایران واسطه بین اقوام گوناگونی است. ایران کشوری است دارای اقوام گوناگون و هر کدام زبان خاصی دارد، ولی وقتی که این اقوام به‌هم می‌رسند به زبان فارسی ارتباط پیدا می‌کنند.

درواقع زبان فارسی قسمتی و قسمتِ بزرگی از هویت ایران است. یک لحظه فکر کنید که اگر زبان فارسی نبود هویت ایرانی چه شکل داشت؟ این اولین و مهم‌ترین اهمیت زبان فارسی است. زبان فارسی هم‌اکنون زبان رسمی سه کشور است و این اهمیت کمی نیست که یک زبان،‌ زبان رسمی سه کشور باشد. علاوه بر این سه کشور در جاهایی از دنیا، زبان فارسی تکلم می‌شود معمولا کمتر شناخته‌شده، در ترکستان شرقی که امروز ایالت سین‌چیانگ چین نامیده می‌شود قسمتی است که زبانشان، زبان فارسی است و شاعران بزرگی از این منطقه برخاسته‌اند. یکی از این شاعران به اسم تجلی است که اشعارش بسیار موفق بوده است. دیوان تجلی در سال 1317 قمری چاپ شده است و چند غزل او هم که در استقبالِ حافظ سروده به آخر جلد اول کتاب «کیمیای هستی» تألیف آقای دکتر شفیعی کدکنی آمده است، به‌خصوص یک غزلش که در استقبال، اولین غزل حافظ، الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناول‌ها، بسیار بسیار عالی و محکم و کوبنده و اثرگذار است.

از جهات دیگر اهمیت زبان فارسی که در دنیا مشهور است این است که از زبان‌هایی است که شاهکارهای مهمی به دنیا عرضه کرده است. شما چند زبان در دنیا می‌شناسید که اثری مثل «شاهنامه» به دنیا هدیه کرده باشد. یا شاعری مثل حافظ به دنیا هدیه کرده باشد این یکی از جهات اهمیت زبان فارسی است که در بین زبان‌های دنیا یگانه است. در هیچ زبانی این همه شاعر با این همه عظمت به دنیا هدیه نشده است.

یکی دیگر از جهات اهمیت زبان فارسی این است که از نظر تاریخی پدر و مادر دارد و بسیاری از زبان‌‌ها معلوم نیست پدرشان کیست،‌ مادرشان کیست و در گذشته چه زبانی بودند. در همین ایران ما این همه زبان محلی است معلوم نیست در گذشته از کدام زبان مشتق شدند، ولی زبان فارسی از جمله زبان‌های یگانه در عالم است که تا سه‌هزار سال پیش پیشینه‌اش معلوم است. زبان فارسی امروز از فارسی میانه و زبان فارسی میانه از زبان فارسی هخامنشی و خوشبختانه از هر دوره‌ای آثاری بر جای است و این یکی از مهم‌ترین جهات اهمیت زبان فارسی است.

از جهات دیگر اهمیت زبان فارسی این است که زبانی است که در دوره‌ای از تاریخ تقریبا زبان بین‌المللی بوده است. قبل از اینکه فرانسه و انگلیسی زبان بین‌المللی بشوند، زبان فارسی از اقصای هندوستان تا جنوب اروپا، زبان طبقه فرهیخته بوده و برای زبان فارسی مثلا در هندوستان این همه فرهنگ نوشته شده، معلوم می‌‌شود که زبان خواهان داشته و تکلم می‌شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...