کتاب «شعر هزارساله فارسی» تألیف محمدجعفر محجوب و قاسم تویسرکانی که فقط یک‌بار در دهه ۱۳۴۰ منتشر شده بود، راهی بازار کتاب شده است.

شعر هزارساله فارسی» تألیف محمدجعفر محجوب

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۲۷۶ صفحه و با قیمت ۲۲۰ هزار تومان در انتشارات مروارید عرضه شده است.

در بخشی از مقدمه می‌خوانیم: در این کتاب نمونه‌هایی از شعر سی و یک تن از بزرگ‌ترین شاعران فارسی گردآمده و برای این‌که خواننده بی ‌زحمت تتبع، سراینده شعر را نیز بشناسد و به شیوه سخن و شخصیت شاعر نیز آشنا شود، شرح‌حالی مختصر ولی بسیار جامع از او آورده‌ایم. هرچند در آن‌چه درباره شاعر و شعر او نوشته شده، تا آنجا که ممکن بوده کوشیده‌ایم تنها مطالبی را ذکر کنیم که در میان اهل ‌فن مُسلم گشته یا خود ما بدان یقین کرده یا آن را به صِحت نزدیک‌تر دانسته‌ایم. بسیاری از کسانی که درباره شاعری چیزی نوشته‌اند، کوشیده‌اند که عیب‌های او را نادیده بگیرند، یا اگر عیبی نمایان است، پرده‌ای از عذرهای گوناگون بر روی آن بپوشند. ما برخلاف این روش هرگاه در خوی و رفتار یا در سخنان شاعر عیبی یافتیم آن عیب را نیز همچون کمال او، بی‌هیچ چشم‌پوشی وانمودیم، زیرا معتقدیم که اثر این عیب‌گویی نکوتر از پرده‌پوشی‌هاست. چه، هر قدر بزرگان سخن گرامی باشند، حقیقت از ایشان گرامی‌تر است.

همچنین در نوشته پشت جلد کتاب آمده است: در نیمه نخست دهه ۱۳۴۰، دکتر محمدجعفر محجوب و دکتر قاسم تویسرکانی، دو استاد بسیار فاضل و شعرپژوه دانشسرای عالی (دانشگاه تربیت‌معلم، و دانشگاه خوارزمی بعدی) به‌اتفاق یکدیگر کوشیدند تا تحلیل و منتخبی شایسته از شعر کهن فارسی، از رودکی سمرقندی تا هاتف اصفهانی، فراهم آورند و در دسترس دانشجویان و علاقه‌مندان ادبی قرار دهند. این منتخب که متأسفانه پس از آن هیچ‌گاه بازنشر نشد، کتاب‌ خواندنی حاضر است که در آن گزیده‌ای از سروده‌های سی و یک سراینده در یک دوره هزارساله، همراه با تحقیق و تفحص دقیق در زندگی و آثار هر شاعر به دوستداران شعر ایران و قلمرو فرهنگ ایران عرضه می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...