دو رمان کودک «عملیات نجات صورتی»‌ و «شارلوی ۲۷۲۶» توسط انتشارات پیدایش منتشر و راهی بازار نشر شدند.

عملیات نجات صورتی»‌ و «شارلوی ۲۷۲۶

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، دو رمان کودک «عملیات نجات صورتی»‌ نوشته عزت‌الله الوندی و «شارلوی ۲۷۲۶» نوشته پروین پناهی به‌تازگی توسط انتشارات پیدایش منتشر و راهی بازار نشر شده‌اند. هر دو کتاب یادشده، در قالب مجموعه «رمان کودک» این‌ناشر منتشر شده‌اند.

«عملیات نجات صورتی» با تصویرگری پریا لرستانی همراه شده و درباره پسری به‌نام رامین است که در کلاس سوم دبستان تحصیل می‌کند و چون عاشق داستان‌های کارآگاهی است، بین دوستانش به کارآگاه رامی معروف شده است. رامین در یک‌شب خیلی‌خیلی طولانی سرش را روی بالش می‌گذارد که بخوابد اما صدای پای کسی را می‌شنود که در بالش او راه می‌رود. او می‌خواهد کشف کند چه کسی دارد که در بالشش راه می‌رود.

رامین شکاف بالش خود را بیشتر می‌کند و وقتی پرهای درون بالش بیشتر می‌شوند، آقای بلوط را می‌بیند. آقای بلوط با دیدن رامین، از او می‌خواهد خانم صورتی، مامان پرتقال را نجات دهد. پرتقال یک‌بچه غول مهربان با پشم‌های نارنجی است که مادرش را در خارستان گم کرده و حالا از رامین کمک می‌خواهد تا مادرش را برایش پیدا کند...

این‌کتاب با ۸۴ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۲۵ هزار تومان منتشر شده است.

کتاب «شارلوی ۲۷۲۶» هم قصه یک پری دریایی است که با تصویرگری‌های بهار اخوان همراه شده است. در دنیای زیر آب به بچه‌ پری دریایی شارلو می‌گویند و این‌قصه درباره یکی از همین‌بچه‌پری‌دریایی‌هاست. شارلوها اسم خاصی نداشتند. اما برای این‌که گم نشوند یا کسی آن‌ها را با هم اشتباه نگیرد، روی سینه‌شان، با ستاره دریایی کوچک شماره‌ای می‌چسباندند.

شارلوی ۲۷۲۶ یک پری دریایی کوچولوی مونقره ای است که یک روز وقتی از مدرسه برمی‌گردد، لاسترمز زیرآب‌زن فریبش می‌دهد و به قلعه‌ی غول هزارچشم می‌برد! غول هزارچشم سال‌هاست موجودات دریایی را وادار به کار اجباری می‌کند و هرکه را از دستوراتش سرپیچی کند، یک لقمه چپ می‌کند! حالا شارلوی ۲۷۲۶ یا باید از غول اطاعت کند، یا خوراکش بشود. البته شاید راه سومی هم برای شارلوی ۲۷۲۶ وجود داشته باشد...

این‌کتاب هم با ۱۰۸ صفحه،‌ شمارگان هزار نسخه و قیمت ۳۲ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...