کتاب «تاریخ شیعه در لبنان» [تاریخ‌الشیعه فی لبنان] را سعدون حماده تاریخدان معروف لبنانی به رشته تحریر درآورده و در سال 2008 توسط انتشارات دارالخیال لبنان به چاپ رسیده است. انتشارات امیرکبیر نیز پس از خرید امتیاز انتشار ترجمه فارسی این کتاب از ناشر لبنانی، ترجمه جلد اول این کتاب را چاپ و روانه بازار کرده است.

تاریخ شیعه در لبنان» [تاریخ‌الشیعه فی لبنان]  سعدون حماده

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، جلد اول کتاب «تاریخ شیعه در لبنان» با عنوان فرعی حکومت شیعی در ایران تألیف سعدون حماده با ترجمه سیداحمد کریمی حقیقی از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر شد.

ادیان و مذاهب گوناگونی در دل کشور لبنان جای گرفته‌اند. شیعیان در این منطقه استراتژیک نقش پررنگی داشته و دارند. برخی ریشه‌های تشیع در این منطقه را به ابوذر غفاری می‌رسانند. آثاری منسوب به این شخصیت نیز در جنوب لبنان وجود دارد.

با توجه به اینکه تجربه تاریخی شیعیان از روایت ملی لبنان حذف شده و مورخان مسیحی معاصر که تخصص‌شان عرضه حوادث است، سیره شخصیت‌های مقدس شیعه را از تفاصیل تاریخ لبنان کنار گذاشته‌اند، پژوهش در عرصه تاریخ شیعه در این کشور از اهمیت بالایی برخوردار است.

کتاب «تاریخ شیعه در لبنان» را «سعدون حماده» تاریخدان معروف لبنانی به رشته تحریر درآورده و در سال 2008 از سوی انتشارات دارالخیال لبنان به چاپ رسیده است. انتشارات امیرکبیر نیز پس از خرید امتیاز انتشار ترجمه فارسی این کتاب از ناشر لبنانی، ترجمه جلد اول این کتاب را چاپ و روانه بازار کرده است.

جلد اول این کتاب تاریخی شامل پنج باب است. در باب اول به مبحث «شیعه در دولت عثمانی» پرداخته شده و در باب دوم «لبنان شیعی در قرن 16» مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. در سه باب دیگر نیز به توضیح موضوعات «حکومت شیعی در لبنان»، «حکومت شیعی در بقاع» و «حکومت شیعی در جبل عامل» پرداخته شده است.

جلد دوم این کتاب نیز که شامل دو باب در رابطه با حکومت شیعی در جبل لبنان و تهجیرالشیعه من جبل لبنان است، به‌زودی از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر خواهد شد. کتاب «تاریخ شیعه در لبنان» به تاریخ مفصل شیعه در لبنان در دوره عثمانی و پس از آن پرداخته و در واقع پایه اصلی این اثر، پایان‌نامه دکترای سعدون حماده بوده که در سال ۱۹۶۸ در دانشگاه پاریس از آن دفاع کرده است.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...