کتاب «تجرید؛ شرح نمط هفتم از کتاب "الاشارات والتنبیهات" شیخ‌الرئیس ابن‌سینا» ترجمه و شرح آیت‌الله دکتر احمد بهشتی، از سوی موسسه بوستان کتاب تجدید چاپ شد.

به گزارش ایبنا، تجرید، نام نمط هفتم اشارات ابوعلى سینا، فیلسوف شهیر اسلامى است که صبغه فلسفى دارد و درباره مجردات بحث مى‏کند. آیت‌الله دکتر احمد بهشتی شرحی جامع درباره این بخش در کتابی را با عنوان «تجرید» به رشته تحریر درآورده است.

تجرید ابن‌سینا مشتمل بر چهار بخش است. بخش نخست مشتمل بر شش فصل درباره «تجرد و بقاى نفس» است. بخش دوم نیز مشتمل بر شش فصل درباره نفی «اتحاد عاقل و معقول» شکل گرفته است. بخش سوم با 10 فصل درباره «علم واجب» بحث می‌کند و در آخرین بخش که پنج فصل دارد، بحث درباره «کیفیت دخول شر در قضاى الهى» است. هریک از این چهار بخش نیز فصل‏هاى متعددى دارند که در هریک مطالب عمیقى جای می‌گیرند.

نکته‏هاى این نمط با شرح روان آیت‌الله دکتر احمد بهشتی، جاذبه‏هاى بیشترى یافته است. پیش از این نیز نمط چهارم اشارات ابن‌سینا با عنوان «هستى و علل آن» و نمط ششم با نام «غایات و مبادى» به قلم همین شارح منتشر شده‌اند.

چاپ سوم کتاب « تجرید؛ شرح نمط هفتم از کتاب "الاشارات والتنبیهات" شیخ‌الرئیس ابن‌سینا» در شمارگان 1400 نسخه، 472 صفحه و بهای 80000 ریال راهی بازار نشر شد.

با محرومانتان به بخشش، با افراد مطیع به نیکی و با کسانی که نسبت به ما شک و یا نافرمانی نمایند با شدت عمل رفتار کنم... لذا با افراد فرمانبر مانند پدری بخشنده هستم و تازیانه و شمشیر من علیه کسی‌ست که دستورم را ترک و با سخنم مخالفت نماید... هرکس که در قبیله‌اش از نافرمایان امیرالمومنین یزید پیدا شود و او را معرفی نکند؛ مقابل در خانه‌اش به دار آویخته، از ذمه ما خارج و مال و جانش حلال می‌شود ...
فردی که خودش را شهروند نمی‌شناسد، نسبت به موضوعات سیاسی و اجتماعی بی‌تفاوت می‌شود و این یک ویژگی نامدنیت سیاسی اجتماعی است... گفت‌وگو و مشاجره را نه با اخلاق، بلکه با مدنیت و نامدنیت می‌سنجند... هرچه حوزه شهروندی در فرد محدودتر شود، او بیشتر به سوی برآوردن منافع و مصالح شخصی‌اش رانده می‌شود... وقتی خودمداری در جامعه غلبه پیدا می‌کند، فردی که در جایگاه یا مرتبه بالا قرار می‌گیرد مسئولیت تصمیماتی که می‌گیرد نمی‌پذیرد و پاسخگو نیست ...
پرویز در قصه‌ای که نقل می‌کند، چگونگی تبدیل شدنش را به آنچه حالا هست، می‌گوید... در زیر سلطه ماندن و از سلطه ارتزاق کردن... این دختره چرا مثل آدامس چسبیده بهمون و ول‌مون نمی‌کنه؟... او فلک‌شده‌ای است که می‌خواهد فلک‌کننده باشد...شرمی درونی و بنیادی وادارش می‌کند به خودش هم دروغ بگوید... با تمام عشق و نزدیکی که به کاکایش دارد، نمی‌تواند این تنهایی را پر کند ...
آمیزه‌ی عشقی افسون‌کننده و لبخندی به پاکی لبخند فرشتگان... همه‌ی نیرنگ‌های پیرزنی را که می‌گوید عمه‌ی اوست فرا گرفته است... دون خوان باید هفت سال تمام طبقه‌ی اجتماعی و ثروت خود را رها کند و مانند دوستی در کنار او زندگی کند... دختر میزبانی عاشق آندرس می‌شود، ولی آندرس از ازدواج با او خودداری می‌کند... پیرزن او را دزدیده است ...
داستان مطرودان است و شریفه یکی از طردشدگان این شهر... . او که خودش را اهل همه‌جای دنیا می‌داند یکی از اتاق‌های کمتر ویران خانه را تمیز می‌کند و می‌شود ساکن موقتی آن ویرانه... دوازده-سیزده‌سالش بود که او را با شناسنامه خواهرش که هیجده‌ساله بود به عقد آجانی در می‌آورند... مردی که پشتش آش‌ولاش از شلاق‌های گروهبان شهری‌ست، کسی‌ست که نمایشنامه‌های نو را برای اولین‌بار در این مملکت به روی صحنه برد و بنیانگذار تئاتر مدرن در این سرزمین است ...