کتاب «اخلاق در خانواده» دربردارنده مصادیق قرآن و نهج البلاغه درباره عملکرد خانواده برای دومین بار به همت انتشارات کتاب جمکران روانه بازار نشر شد.

به گزارش ایکنا؛ کتاب «اخلاق در خانواده» نوشته مرجان باوفاست که از منظر قرآن و نهج‌البلاغه به این مسئله پرداخته و انتشارات کتاب جمکران آن را بازنشر کرده است. نخستین چاپ این اثر اواخر سال گذشته چاپ شده بود. در این اثر عوامل مؤثر در اخلاق خانوادگی به منظور استحکام سلامت فرد و جامعه تبیین و عوامل تأثیرگذار اخلاقی هر یک از اعضای خانواده نسبت به یکدیگر براساس مصادیق قرآنی و نهج‌البلاغه معرفی شده است.

در مقدمه این کتاب آمده است: اخلاق یکی از ابتدایی‌ترین و اساسی‌ترین نیاز‌های زندگی بشری است. انسان فقط در پرتوی اخلاق صحیح است که به عنوان موجودی هدفمند به آرمان‌های خود دست می‌یابد و قله رفیع سعادت مطلوب خویش را فتح می‌کند. از طرف دیگر از دیدگاه اسلام، خانواده محبوب‌ترین بنا و کانون اخلاقی جامعه است و نوع تأثیرات اعضای خانواده در سلامتی فرد و جامعه نقش به‌سزایی دارد. از این رهگذر، اسلام خواستار نسلی سالم، پاک و عفیف است که موجب افتخار برای جامعه انسانی باشد. بی‌شک چنین نسلی جز در دامن خانواده سالم نمی‌تواند رشد پیدا کند.

از این رو انسان برای داشتن خانواده سالم به الگو‌های مطمئن عملی نیاز دارد تا با نصب العین قرار دادن دیدگاه‌ها و سیره عملی آن‌ها، راه صحیح بندگی و سعادت را بپیماید و هم در این وادی سریع‌تر گام نهد. قرآن به عنوان بهترین کتاب آسمانی و نهج البلاغه همچون مشاوری دلسوز و آکاه این الگو‌های کامل را معرفی می‌کند.

چاپ دوم کتاب «اخلاق در خانواده» با بهای ۲۲ هزار تومان و در 178 صفحه توسط انتشارات کتاب جمکران چاپ شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...