«کیم جونگ اون شدن» [Becoming Kim Jong Un: A Former CIA Officer's Insights into North Korea's Enigmatic Young Dictator] به قلم جونگ اچ پاک [Jung H. Pak] منتشر شد.

کیم جونگ اون شدن» [Becoming Kim Jong Un: A Former CIA Officer's Insights into North Korea's Enigmatic Young Dictator] نوشته جونگ اچ پاک [Jung H. Pak]

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «کیم جونگ اون شدن» با ترجمه زینب کاظم‌خواه و توسط نشر ثالث منتشر شده است.

جونگ اچ پاک یک مقام ارشد اطلاعاتی سابق امریکا و متخصص در امور شرق آسیا است.

ناشر در معرفی این اثر آورده است:

با وجود تأثیر گسترده‌ی کیم در سیاست فعلی دنیا و خطری که برای امنیت جهانی دارد، بیش‌تر مردم تقریباً چیزی درباره‌ی او نمی‌دانند و با توجه به انزوای این کشور دانستن درباره‌ی کره‌شمالی سخت‌تر هم شده است. کیم جونگ اون شدن نگاهی به‌روز به دیکتاتور فعلی کره‌ی شمالی دارد؛ رهبر جوانی که بعد از مرگ پدرش سکان کشور را به دست گرفت و همه را به این گمان انداخت که کره‌ی شمالی به زودی دچار فروپاشی می‌شود. اما کیم جونگ اون، رهبر بی‌تجربه با مدل مویی عجیب و لباس مائویی به سبک پدربزرگش، همه را غافلگیر کرد. او با سرکوب، ارعاب و گاه چرخش‌های دیپلماتیک توانست بر سر قدرت بماند و با استفاده از حملات سایبری به بانک‌های بزرگ جهان توانست در دوران تحریم دوام بیاورد.با کشتن بعضی از رهبران قدیمی، شوهرعمه و برادر ناتنی‌اش در خارج از کشور رقیبان بالقوه را حذف کند و با حضور به همراه همسرش در مجامع جهانی چهره‌ای لطیف‌تر از این کشور ترسیم کند.

در این کتاب یک مأمور سابق سیا کوشیده است با استفاده از تحلیل‌های امنیتی و داده‌های سیا به بررسی شخصیت و انگیزه‌های کیم جونگ اون بپردازد و نگاهی به پشت پرده‌ی سیاست و زندگی کرهٔ‌ شمالی بیندازد و اطلاعاتی تازه درباره‌ی خانواده‌ی کیم، تکنولوژی‌های جدید و قدیمی (سلاح‌های بیولوژیکی و شیمیایی)، وضعیت اینترنت، ارعاب و سرکوب و اردوگاه‌های کار اجباری و انرژی هسته‌ای این کشور ارائه دهد.

«کیم جونگ اون شدن» نوشته جونگ اچ پاک در 208 صفحه و قیمت 82 هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...