«کتابت نور؛ فیض خوشنویسی کلام روشن الهی» با خط استاد میرزا احمد نیریزی به اهتمام سعید نیکخواه آزاد منتشر شد.

کتابت نور؛ فیض خوشنویسی کلام روشن الهی» با خط استاد میرزا احمد نیریزی به اهتمام سعید نیکخواه آزاد

به گزارش کتاب نیوز، ناشر درباره این مصحف آورده است:
«این مصحف با ظاهر رسم‌الخطی بدیع و ابتکاری نو در چاپ کم‌رنگ‌تر حروف و با نیت مستفیض شدن از فضیلت کتابت آیات نور به زیور طبع آراسته شده است و با ارائه رسم‌الخط زیبا و صحیح و نمونه استاد خوشنویسی، استاد میرزا احمد نیریزی، به عنوان سرمشق، برای قلب‌های زلال و جان‌های مشتاق علاوه بر سعادت قرائت و تدبر در آیات مبین الهی، بستر کسب فیض کتابت کلام وحی را نیز به حسن و دقت فراهم آورده است، تا ضمن احیای این موروثه دینی و فرهنگی و هنری ایرانی – اسلامی، مؤانست و مجالست افزون در محضر منور قرآن کریم به تعمق و دریافت نور و معرفت بیشتر برای همه ارادتمندان و دوست‌داران و اساتید و حافظان و قاریان و خطاطان و هنرمندان بینجامد.

پس از نزول آیات منور قرآن کریم، قلم به شرافت و عظمت سوگند الهی، حرمت یافته است و آنچه می‌نگارد، تقدسی از جنس نور. کاتبان آیات روشن حضرت حق، به ذوق و ادب و هنر، قلم را در این ساحت قدسی به کمال صناعت رسانده و حرف حرف معجزه آسمانی و ربوبی را به تجمیل و تدقیق مکتوب کردند.

حُسن کتابت کلام فصیح و بلیغ خداوند همچون قرائت زیبا و شیوای آن، محل ظهور سیادت و قداست کتاب نورانی و عزیز حضرت رب شد و عرصه تجلی زیبایی‌شناسی در هنر و تمدن اسلامی.

این جمال و نیکویی به تاکیدات روایات متعالی حضرات معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) محکم و متقن شده است؛ احادیثی که اشاره به فضیلت خوشنویسی، زیبایی و حُسن نگارش آیات مصحف شریف دارند.

همزمان با ورود اسلام به ایران، نگارش این کتاب آسمانی به وسیله هنر خوشنویسی یکی از مرسوم‌ترین اقدامات ایرانیان بوده است. قرآن‌نویسی در طول قرن های متمادی در کشور ما ادامه یافته است و اوج این هنر ارزشمند را در عصر صفوی می‌توان دانست.

عشق و علاقه ایرانیان به اسلام و همچنین گرایش دیرینه آن‌ها به هنر، سبب پیدایش خوشنویسان بزرگ و خلق آثار بسیار ماندگاری از کتابت قرآن شده است.

یکی از مهم‌ترین نقش‌آفرینان تحول در عرصه هنر خوشنویسی قرآن، استاد میرزا احمد نیریزی است. او از بزرگترین خوشنویسان خط نسخ و کاتبان قرآن کریم در اواخر حکومت صفوی است، که بانی شیوه خاصی در خط نسخ شناخته می‌شود. شیوه ابداعی وی که مورد استقبال خوشنویسان پس از او قرار گرفت به نسخ ایرانی شهرت دارد. امید که نشر نورانی مصحف شریف با رسم‌الخط جمیل این استاد هنرمند ایرانی، قلب‌ها و قلم‌ها را به انوار قرآن کریم روشن‌تر سازد.»

قرآن «کتابت نور» در 616صفحه قطع وزیری و توسط انتشارات نیستان با هدیه 180هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...