جلد بیست و ششم تفسیر ارزشمند «تسنیم» آیت الله جوادی آملی که شرح و بیان آیات 74 تا 117 سوره مبارک «انعام» است منتشر شد.

فارس گزارش داد: مصطفی امرائی، مدیر مرکز بین‌المللی نشر «اسراء» گفت: مرکز نشر «اسراء» شماره هشتم کتاب «ادب فنای مقربان» را برای استفاده عموم علاقه‌مندان منتشر کرد. شماره هشتم کتاب «ادب فنای مقربان» به موارد و موضوعاتی همچون «معناشناسی واژگان»، «چیستی شناسی ممکنات»، «چگونگی دلالت آیه بر ذوالآیه»، «گونه‌شناسی آیات»، «معناشناسی سعادت»، «راهکارهای دستیابی به سعادت خاستگاه الاهی امید و یاس»، «پیامدهای ولایت پذیری و ولایت گریزی»، «گمراهی دور افتادگان از ولایت»، «برکات امامت‌پذیری»، «الگوهای عینی سعادتمندان و شقاوتمندان» پرداخته است. شماره هشتم شرح زیارت جامعه کبیره با عنوان «ادب فنای مقربان» دربردارنده 479 صفحه است که با تیراژ 5 هزار نسخه از سوی نشر «اسراء» تولید و به مخاطبان ارائه شده است.

همچنین جلد بیست و ششم تفسیر گرانسنگ «تسنیم» که شرح و بیان آیات 74 تا 117 سوره مبارک انعام است به تازگی از سوی این انتشارات منتشر شده است. این شماره از کتاب «تسنیم» به بیان «شیوه تبلیغ انبیاء»، «صیانت قرآن از هرگونه وهن و ضعف»، «محبوبیت فراگیر حضرت ابراهیم (ع)»، «مراد از ملکوت آسمان‌ها و زمین»، «شواهد موحد بودن ابراهیم خلیل (ع)»، «خدا تنها غایت هستی»، «محور احتجاج مشرکان»، «مصداق ظلم»، «موهبت فرزند صالح»، «گزینش روسلان الهی»، «هشدار به کافران»، «جهانی بودن پیام قرآن» می‌پردازد. مفسر فرازنه حضرت «آیت الله جوادی آملی» در ادامه این جلد از کتاب به «مقتدای پیامبر اکرم (ص)»، «معرفت خدا به اندازه ممکن»، «سه گناه بزرگ احبار» و «ربوبیت خدا در همه امور» نیز اشاراتی داشته‌اند.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...