پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی ۶ کتاب جدید در نقد و بررسی فرقه بهائیت منتشر کرد.

شش کتاب در نقد بهائیت

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  تسنیم، فرقه‌سازی و ادعاهای دروغین از دیر باز در میان جوامع مختلف به عنوان یکی از ابزارهای سودجویی انسان های منحرف بوده است. دولت‌های استعمارگر با استفاده از این اهرم ضمن ایجاد رخنه و شکاف در جامعه و تضعیف پایه‌های فرهنگی و باورهای مردمی بر هویت و فرهنگ مردم شبیخون زده و ثروت‌های آنان را تاراج کردند. این توطئه استعماری در جوامع و ملل با فرقه‌سازی و دین‌سازی عملیاتی شده است.

جهان غرب با اهداف مختلف تمام توان خود را به کار بستهاند تا با تکیه بر برنامه‌های فرهنگی و نظامی، ترور، لشکرکشی جوسازی، شایعه‌پراکنی، حزب‌سازی، دین‌تراشی و حمایت از گروه‌های ملحد و منافق و شیوه‌های جدیدی از زورگیری را بر ممالک به ویژه دنیای اسلام تحمیل کنند، بر انسان آگاه و بصیر پوشیده نیست که دولت‌های استعمارگر برای حفظ و نگهداری قدرت و حکومت خود در میان سایر ملت‌ها، پیوسته به انواع فتنه‌ها و دسیسه‌ها خائنانه توسل می‌جویند و نسل جوان و نوجوان را دچار انحرافات فکری و عقیدتی کنند.

بهائیت هم از جمله این فرقه‌ها بود که در میان تشیع از سوی دول استعمارگر ایجاد گردید تا با تضعیف ارکان شیعه فرصت را برای سلطه خود فراهم آورند. این جریان شیطانی با استفاده از ادبیات دینی تمام مقدسات و ارزش‌ها را مورد یورش و با هدف اندیشه‌سازی در تاریخ و دین قرار داده، و به تخریب وجهه علمای شیعه با ایجاد شکاف در میان مردم اقدام به نفوذ در ارکان سیاسی دولت ایران کرده و برای توسعه فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی خود زمینه‌سازی کنند؛ بی‌شک، امروز تمامی فرقه‌های منحرف از جمله فرقه ضاله بهائیت با استفاده از ابزارهای تبلیغی پیچیده و با در نظر گرفتن مسائل روان‌شناختی و اجتماعی و سوء استفاده از احساسات مذهبی و دینی مردم، افکار آنان را منحرف کرده و عقاید آنان را متزلزل می‌سازند و با کمک این روش‌ها، در پی جذب افراد مختلف بر می‌آیند.

در این راستا پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم علیه‌السلام با انتشار 6 کتاب:
• "روش های تبلیغی بهائیت و راهکارهای مقابله با آن" به قلم سید حسینعلی موسوی‌زاده
• "نقد و بررسی احکام بهائیت" به قلم سید حسینعلی موسوی زاده
• "معجزه بهائیت در سر درگمی و تناقض" به قلم علیرضا روزبهانی بروجردی
• "بهائیت و روسیه نزاری" به قلم امیرعلی حسنلو
• "تحرّی حقیقت در بهائیت" به قلم سید حسینعلی موسوی‌زاده
• "بهائیت، انگلیس و آمریکا" به قلم امیرعلی حسنلو
به دنبال آشکار کردن ماهیت این بیماری منحوس در جهان اسلام است. آنچه در این 6 کتاب مورد بررسی قرار می‌گیرد در راستای اجرای فرمایشات و توصیه‌های مقام معظم رهبری و برای مقابله با اندیشه‌های الحادی و جریانات ساختگی به ویژه جریان منحرف بعضی از قدرت‌ها و گروه‌ها همراه است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...