رمان «چشم از تو برنمی‌دارم» نوشته ترزا دریسکل با ترجمه سعید کلاتی توسط نشر نو به چاپ دوم رسید.

به گزارش مهر، ترزا دریسکل نویسنده این رمان، ۲۵ سال تجربه خبرنگاری دارد و داستان‌های تاریک و غم‌انگیز زندگی افراد زیادی را دنبال کرده است. او سال‌ها در زمینه جرم و جنایت کار کرده و شاهد تاثیر مخربی بوده که بزهکاری و جنایت روی خانواده‌ها و دوستانشان بوده است. به همین دلیل در داستان‌هایی که نوشته به دنبال کشف احساسات ناشی از این اتفاقات و جرایم است. او بیشتر درباره زن‌ها و داستان‌های هیجان‌انگیزی که برایشان رخ داده می‌نویسد و قصه‌هایش به ۶ زبان دنیا ترجمه شده‌اند.

نسخه اصلی «چشم از تو برنمی‌دارم» در سال ۲۰۱۷ چاپ شده و ترجمه‌اش یکی از عناوین مجموعه «کتابخانه ادبیات داستانی» است که نشر نو چاپ می‌کند. چاپ اول این‌ترجمه آبان‌ماه سال گذشته چاپ شد.

داستان این‌رمان از این‌قرار است که اِلا لانگفیلد در قطار متوجه می‌شود دو مرد جوان جذاب، گرم خوش و بش با دو دختر نوجوان هستند. ماجرا از جایی برای الا مهم می‌شود که به هویت دو مرد پی می‌برد و می‌فهمد که تازه از زندان آزاد شده‌اند. غریزه مادری الا می‌جوشد و تصمیم می‌گیرد دنبال کمک برود اما یک اتفاق او را منصرف می‌کند. صبح روز بعد تصویر یکی از آن دو دختر را در قاب تلویزیون می‌بیند. دختر که آنا بالارد نام داشته، گم شده است!

پس از یک سال، آنا هنوز مفقود است و الا درگیر این عذاب وجدان که چرا به او کمک نکرده است. به علاوه یک نفر برایش نامه‌های تهدیدآمیز می‌فرستد؛ نامه‌هایی که او را می‌ترسانند...

چاپ دوم این‌کتاب با ۳۴۷ صفحه و قیمت ۴۸ هزار تومان عرضه شده است.

ایران را با شیلی مقایسه کرده‌اند و از اینکه چرا محمدرضا شاه همچون پینوشه با حمایت آمریکا انقلابیون را در ایران سرکوب نکرده و حمام خون راه نینداخته ناراضی هستند... یک نظامی خودساخته و گستاخ با تغییراتی برق آسا برای ایجاد ترقیاتی که بیشتر از سطح فرهنگ و سواد او بود یا جوانی ضعیف که اگر چه تربیت و آموزشی عالی داشت اما عملا در پانزده سال نخست سلطنتش قدرتی نداشت ...
سیمین جان، عزیز دلم، دختر سیاه‌سوخته شیرازی، چه بگویم؟ عمرم! جان من به لب آمد تا کاغذت رسید... سیمین جان، یک خریت کرده‌ام که ناچارم برایت بنویسم... هوای تو را بو کردم و در جست‌وجوی تو زیر همه درخت‌ها را گشتم ... همین‌طور گریه می‌کردم و هق‌هق‌کنان می‌رفتم... همین یک دسته کوچک مو کافی است... دانه دانه مرتب کرده‌ام و وسط آن را با یک نوار کوچک چسب روی یکی از عکس‌هایت چسبانده‌ام و بو می‌کنم. و راستی چه خوب بوی تو را دارد ...
گروهی از دانش‌آموزان انگلیسی هشت تا سیزده ساله... نخست می‌کوشند تا سازمان اجتماعی و سیاسی ثابتی برقرار کنند... بعد از آنکه ماده خوکی را به نحو وحشتناکی می‌کشند توتمی تأسیس می‌کنند... جزیره به صورت جهنمی درمی‌آید. شکارچیانِ ژولیده‌مو، با بدن نقاشی‌شده، مانند جنگجویان، مسلح به نیزه و تشنه‌ی خون... قصه قابل تفسیرهای مختلف (فرویدی، جامعه‌شناختی و مابعدالطبیعی) است ...
در آغاز دهه‌ی 60 انتشار یافت که خود شاهد جنبش فرهنگی نیرومندی بود: در امریکای شمالی، نخستین نسلی که با تلویزیون بزرگ شده بود، به سن رشد می‌رسید... گسترش فرهنگ کتاب اندیشه‌ی فردیت و ساختار اجتماعی دولت ملی را پدید آورد... با کشف الکتریسیته در مرحله‌ی چهارم تحول، جریان جایگزینی یک «کهکشان» تازه، با «کهکشان گوتنبرگ» آغاز می‌شود... نسل‌هایی که با تلویزیون و دیگر رسانه‌های نوین بزرگ شده‌اند، این توانایی را می‌یابند که آن یکپارچگی روانی جامعه‌ی قبیله‌ای را در «دهکده‌ی جهانی» برقرار سازند ...
مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...