کتاب «زیست مؤمنانه» نوشته سیدعظیم قوام توسط مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت منتشر و راهی بازار نشر شد.

زیست مؤمنانه سیدعظیم قوام

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، در پی بیانات رهبر انقلاب در آستانه ماه مبارک رمضان سال جاری و تأکید ایشان بر کاربردی‌بودن قرآن کریم و ضرورت بهره‌گیری از آیات کتاب الهی در زندگی و چند مثالی که در این زمینه ارائه کردند، مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت تولید این کتاب را در اولویت کار خود قرار داد.

نویسنده کتاب پیش‌رو، در ۱۸ فصل و ۶۰ مبحث، آیات کاربردی قرآن کریم را دسته‌بندی و بررسی کرده است. ابتدای هر فصل توضیح مختصری درباره موضوع فصل ارائه شده و در پایان هر فصل نیز مصادیق کاربردی این آیات با توجه به شرایط و مقتضیات زمان و وضعیت انقلاب اسلامی در داخل و در صحنه بین‌الملل، بیان شده است تا ذهن مخاطبان متوجه مشکلات فراروی جامعه اسلامی و راه حل‌های آن با به کاربردن آیات قرآن کریم، بشود.

نام این کتاب «زیست مؤمنانه» گذاشته شده تا مؤمنان با توجه به این آیات و به کاربردن آنها در زندگی خود، عملاً سبک زندگی و روابط فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خود را منطبق با قرآن کریم بسازند.

در بخشی از مقدمه این‌کتاب آمده است:

«قرآن، کتاب زندگی است. زندگی یک جریان مستمر است که هر زمانی، اقتضائات و شرایط مخصوص به‌خود را دارد، لکن اصول و گزاره‌های ثابت و لایتغیری وجود دارد که ارزش‌های بشری و شرایط هر زمان با توجه به آنها تفسیر و توجیه شده و تکلیف‌ها مشخص می‌گردند. قرآن کریم که وحی الهی است گزاره‌های مقدسی را مبنای محاسبات بشری و تفسیر شرایط زمانی، ارائه داده و لذا در هر زمانی، کاربُرد دارد و تکلیف مؤمنان را نسبت به شرایط زمانی خود، مشخص کرده و دستگاه محاسباتی آنان را برای بهترین و عقلانی‌ترین تصمیم، منظم و منسجم می‌نماید.»

این کتاب در ۳۳۲ صفحه رقعی و با قیمت ۵۰هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...