کتاب «شگفت‌انگیزترین چیز دنیا» نوشته لیدا طرزی توسط انتشارات کتاب نیستان منتشر و راهی بازار نشر شد.

شگفت‌انگیزترین چیز دنیا لیدا طرزی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب، دهمین‌ جلد از مجموعه «اندیشه‌های خوشمزه»‌ است که این‌ناشر چاپ می‌کند و نویسنده‌اش در پی انتقال مفاهیم پیچیده و بنیادی هستی با زبانی ساده به کودکان است. تصویرگری کتاب هم توسط هنگامه غلامی انجام شده و مخاطبان اصلی کتاب، کودکان 8 سال به بالا هستند؛ بچه‌هایی که شیفته ماجراجویی‌های سحرانگیز و فانتزی هستند. به‌این‌ترتیب، لیدا طرزی نوعی کارگاه فلسفه کودکانه برای بچه‌ها برپا کرده است.

دهمین جلد مجموعه «اندیشه های خوشمزه» بچه‌ها را به خوب دیدن و فکر کردن دعوت می‌کند؛ جایی که سرگین‌غلطان هم جایگاهی دارد و یک چوب معمولی و یک‌تکه طناب و هرچیز به‌ظاهر بی‌ارزش دیگری می‌تواند با همراهی فکر و احساس مسئولیت، به کیفیت زندگی جانداران، از گیاه و حیوان گرفته تا انسان و حتی اکوسیستم کره زمین کمک کند. در این‌کتاب، سگ آبی، فیلسوف کوچکی است که با عملگرایی، پسربچه داستان را به دنیای جدید و مرحله بالاتر فهم زندگی راهنمایی می‌کند.

این‌کتاب با 24 صفحه و قیمت 20 هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...