«درخودگره‌خوردگی» مجموعه‌ای شامل تحلیل‌های کوتاهی است که هر یک به نوبه‌‌ خود یکی از پدیدارهای روزمره‌ زندگی امروزه‌ ما است.

درخودگره‌خوردگی محمد زینالی اناری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «درخودگره‌خوردگی» نوشته محمد زینالی اناری با شمارگان 500 نسخه در 150 صفحه به بهای 34 هزار تومان از سوی انتشارات اندیشه احسان منتشر شده است.

«درخودگره‌خوردگی» مجموعه‌ای شامل تحلیل‌های کوتاهی است که هر یک به نوبه‌‌ خود یکی از پدیدارهای روزمره‌ زندگی امروزه‌ ما است. پس از جمع‌آوری این مقالات از میان تحلیل‌‌های پیشین خود، سعی شده در بخش‌‌های پایانی کتاب وجه مشترکی برای این وضعیت در جامعه‌‌ ایرانی پیدا کرده و به صورتی که در عنوان آن می‌‌بینید مفهوم‌‌سازی شود.

در متن کتاب، سعی شده تحلیل‌‌ها بدون استفاده از مفاهیم تخصصی و پیچیدگی‌‌های انتزاعی علوم انسانی ارائه شود تا مخاطب عام، به ویژه جوانان و دانشجویانی که در جامعه‌‌ی ایرانی زندگی و پیشه می‌‌کنند و با پدیدارهای آن دست به گریبانند، بهره‌‌ی لازم را ببرند.

در بخشی از مقدمه کتاب می‌خوانیم: «انسان‌شناسی فرهنگی، گرایشی از انسان‌‌شناسی است كه به تفكر، زبان، سبك، تغییر و نوآوری‌‌های زندگی مردم می‌‌پردازد. در تمامی نكاتی كه در این كتاب مورد تحلیل قرار گرفته، به موضوعاتی از فرهنگ، دانش عامیانه، اسلوب‌‌های فكركردن و زبان پرداخته شده اما چیزی كه باید به آن توجه شود، موضوعیت اغلب جستارهاست؛ روندی كه در صدساله اخیر در زندگی و تفكر مردم ایران طی شده و در این کتاب مورد تحقیق و بحث قرار گرفته است.

ما اصولاً در بسیاری از مسائلی كه با آن مواجه می‌شویم، اغلب دو نوع (گاهی شاید بیشتر) می‌‌اندیشیم که این دوگانه‌اندیشی، زمینه‌‌های بسیاری از علوم را شامل می‌شود. بسیاری - چنان‌كه در حد مبتذلی رایج شده - به آن، تفاوت‌‌های سنت و مدرنیته می‌‌گویند و آن را دگرگونی ناشی از سرمایه‌‌داری جدید و شكل‌‌گرفتن دوگانگی فكری ناشی از این تحول می‌دانند. گروه دیگر نیز آن را ناشی از جهانی‌‌شدن، یا سیطره‌‌یافتن اَشكال فكری جهانی‌شده، رسمیت یافته یا استاندارد و تضاد یا ملغمه‌‌ی آن با روش‌‌های محلی و بومی به‌ حساب می‌آورند؛ اما آنچه بیشتر مورد توجه این جستارهاست، موشکافی موضوعات گوناگونی است كه نیازمندیم موارد مختلف و متعدد آن را بشناسیم.

سبكی كه در بیان روایت‌‌‌‌های موجود از تفكر و به بیان بهتر، بداهه‌پردازی زندگی به كار رفته به‌‌دلیل طرح اجتماعی بیشتر آن‌ها برای مخاطب عام، فارغ از واژگان اختصاصی علوم اجتماعی بوده و سعی شده گزارشی صمیمانه و شفاف از زندگی روزمره بیان کند. در پایان، تحلیل و تصویر كوتاهی از «درخود‌‌گره‌خوردگی» به‌‌عنوان بازنمود این روایت‌‌ها ارائه شده است. باید گفت هر یك از این موقعیت‌‌ها و موقعیت‌‌های بی‌‌شماری كه خارج از این كتاب وجود دارد، مسئله‌‌ای است قابل‌‌طرح برای مطالعه چگونگی فكر، عقلانیت و تفاوت‌‌های ما با موقعیت‌‌های پیشین‌‌مان؛ كه نیاز به مطالعه بیشتری دارد.»

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...