کتاب «بازگشت به خانه؛ ۱۰۸ درس ذهن‌آگاهی» [Arriving at your own door : 108 lessons in mindfulness] نوشته جان کابات زین [Jon Kabat-Zinn] با ترجمه سحر طاهباز و امیرحسین ایمانی توسط انتشارات ارجمند منتشر و راهی بازار نشر شد.

«بازگشت به خانه؛ ۱۰۸ درس ذهن‌آگاهی» [Arriving at your own door : 108 lessons in mindfulness] نوشته جان کابات زین [Jon Kabat-Zinn]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، از نظر نویسنده این‌کتاب، ذهن‌آگاهی به‌معنی آگاهی از تجربیات است؛ از طریق توجه لطیف به چیزهایی که در آگاهی ظاهر می‌شوند. جان کابات زین می‌گوید با این‌معنیِ ذهن‌آگاهی همه‌چیز انگار مهم است؛ حتی وقتی ناامید هستیم و احساس وحشت داریم. به این‌ترتیب او کتابش را سفری در مسیر شفا و دگردیسی می‌خواند.

جان کابات زین معقد است انسان‌ها با بازگذاشتن ذهن‌شان نسبت به حال، همان‌طور که هست و نه آن‌گونه که آن‌ها می‌خواهند، می‌توانند تمرین ذهن‌آگاهی را به‌طور فعالانه انجام دهند. همچنین اعتماد به آگاهی، نیاز به یادآوری دارد. به این‌ترتیب او در کتاب پیش‌رو، ۱۰۸ عبارت را نوشته است. این‌عبارات از کتاب «به بیداری رسیدن: شفای خود و دنیایمان از طریق ذهن‌آگاهی» گردآوری شده‌اند.

این‌کتاب با ۱۴۴ صفحه و قیمت ۳۳ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

سیمین جان، عزیز دلم، دختر سیاه‌سوخته شیرازی، چه بگویم؟ عمرم! جان من به لب آمد تا کاغذت رسید... سیمین جان، یک خریت کرده‌ام که ناچارم برایت بنویسم... هوای تو را بو کردم و در جست‌وجوی تو زیر همه درخت‌ها را گشتم ... همین‌طور گریه می‌کردم و هق‌هق‌کنان می‌رفتم... همین یک دسته کوچک مو کافی است... دانه دانه مرتب کرده‌ام و وسط آن را با یک نوار کوچک چسب روی یکی از عکس‌هایت چسبانده‌ام و بو می‌کنم. و راستی چه خوب بوی تو را دارد ...
گروهی از دانش‌آموزان انگلیسی هشت تا سیزده ساله... نخست می‌کوشند تا سازمان اجتماعی و سیاسی ثابتی برقرار کنند... بعد از آنکه ماده خوکی را به نحو وحشتناکی می‌کشند توتمی تأسیس می‌کنند... جزیره به صورت جهنمی درمی‌آید. شکارچیانِ ژولیده‌مو، با بدن نقاشی‌شده، مانند جنگجویان، مسلح به نیزه و تشنه‌ی خون... قصه قابل تفسیرهای مختلف (فرویدی، جامعه‌شناختی و مابعدالطبیعی) است ...
در آغاز دهه‌ی 60 انتشار یافت که خود شاهد جنبش فرهنگی نیرومندی بود: در امریکای شمالی، نخستین نسلی که با تلویزیون بزرگ شده بود، به سن رشد می‌رسید... گسترش فرهنگ کتاب اندیشه‌ی فردیت و ساختار اجتماعی دولت ملی را پدید آورد... با کشف الکتریسیته در مرحله‌ی چهارم تحول، جریان جایگزینی یک «کهکشان» تازه، با «کهکشان گوتنبرگ» آغاز می‌شود... نسل‌هایی که با تلویزیون و دیگر رسانه‌های نوین بزرگ شده‌اند، این توانایی را می‌یابند که آن یکپارچگی روانی جامعه‌ی قبیله‌ای را در «دهکده‌ی جهانی» برقرار سازند ...
مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...
او کاملا در اختیار توست می‌توانی همه خوابها و خیالهایت را عملی کنی‌... او همان دکتری‌ است که سالها پیش در حکومت‌ دیکتاتوری نظامی، پائولینا را مورد شکنجه و تجاوز قرار داده است... بچه‌هاشان و نوه‌هاشان‌ می‌پرسند که‌ راست‌ است که‌ تو‌ این‌ کار را کرده‌ای و اتهام‌هایی که به‌ تو‌ می‌زنند راست است‌ و آنها مجبور می‌شوند دروغ بگویند... چگونه‌ می‌توان کشوری‌ را‌ التیام بخشید که از سرکوب، آسیب بسیار دیده و ترس از فاش سخن گفتن‌‌ بر‌ همه‌ جای آن سایه افکنده است؟ ...