تا کنون جامعه اطلاعاتی در یک خلأ دموکراتیک کارکردی سیاسی داشته است. تا زمانی که این خلأ با سیاستی مشخص پر نشود، ما به سوی آینده‌ای با درس‌هایی از گذشته و مقصدی تیره‌وتار در حرکت هستیم.

جامعه اطلاعاتی» [The Information Society: Cyber Dreams and Digital Nightmares] رابرت حسن [Robert Hassan]

«جامعه اطلاعاتی» [The Information Society: Cyber Dreams and Digital Nightmares] کتابی است به قلم رابرت حسن [Robert Hassan] که با ترجمه داوود آقارفیعی و توسط انتشارات ثانیه در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است. همچنین پرفسور یحیی کمالی پور استاد و رییس انجمن جهانی ارتباطات در دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی بر این اثر مقدمه‌ای نوشته که می‌توان آن را پیش درآمدی برای ورود به بحث دانست.

در بخشی از مقدمه می‌خوانیم: «بیش از یک دهه از چاپ نسخه انگلیسی کتاب «جامعه اطلاعاتی» نوشته رابرت حسن می‌گذرد و باید اذعان کرد که با توجه به سرعت سرسام آور تکنولوژی‌های ارتباطی و شبکه‌های اجتماعی، تحولات بسیاری رخ داده و تعریف جامعه اطلاعاتی بسیار پیچیده‌تر شده است. امروز فضای سایبری یا اینترنت مرزهای جغرافیایی و فرهنگی را کم‌رنگ‌تر از گذشته یا تقریبا نامرئی کرده است. در این عرصه کاملا تعاملی و پرشتاب هیچ انسان، نهاد، شرکت یا کشوری در امان نیست و نمی‌تواند مثل گذشته هر عملی را انجام دهد یا هر کلامی را منتشر کند و به زبان آورد و در عین حال از گزند آسیب‌های روزگار در امان باشد.»

رابرت حسن نویسنده این اثر استاد دانشگاه ملبورن استرالیاست و تا به حال در حوزه‌های مختلف علوم ارتباطات به انتشار اثر پرداخته است. از جلمه حوزه‌هایی که او به آن‌ها ورود کرده است می‌توان به رسانه‌ها، علوم ارتباطات، تاثیرات اجتماعی و فرهنگی و البته اقتصاد سیاسی عصر دیجیتال و تاثیر فناوری‌های نوین ارتباطات و اطلاعات از جنبه کالاشدگی انسان و محیط آن اشاره کرد.

مانند سایر آثار این نویسنده در این کتاب نیز او با رویکردی جامعه‌شناختی و حدودی فلسفی در پی بررسی ابعاد مختلف زندگی بشر فناوری‌زده در جامعه اطلاعاتی برآمده است. کتاب در هفت فصل اصلی تدوین شده است: «جامعه اطلاعاتی امروز؛ شتاب در همه چیز»، «آینده جامعه اطلاعاتی»، «توانایی‌های اطلاعات»، «یک سیاره کوچک»، «کالاشدگی و فرهنگ در جامعه اطلاعاتی»، «سریع‌تر و سریع‌تر» و «کدام حکم می‌راند؟ سیاست و کنترل در جامعه اطلاعاتی.»

کتاب در ابتدا با رویکردی تاریخی به سراغ ریشه‌های شکل‌گیری جامعه اطلاعاتی می‌رود و در ادامه و با نگاهی انتقادی تفکر و تعمق در کارکردها و تاثیرات منفی فناوری‌های ارتباطات و اطلاعات را تنها راه گریز از تبعات این جامعه بر می‌شمارد. در فصل اول نویسنده به سراغ نشان دادن مرزهای جامعه اطلاعاتی می‌رود و تاثیرات آن بر تمام عرصه‌های زندگی انسان امروز یادآور می‌شود. فصل دوم همانطور که از عنوان آن برمی‌آید جامعه اطلاعاتی را در آینده مورد توجه قرار داده و به تاثیرات آینده فناوری‌های اطلاعاتی در شیوه‌های تولید می‌پردازد. با همین مبناست که نویسنده جامعه اطلاعاتی را نیاز و لازمه ادامه حیات نظام سرمایه‌داری معرفی کرده و رابطه ایدئولوژی و جامعه اطلاعاتی تاکید می‌کند.

در بخش سوم نویسنده سراغ نظریه‌های مهم و برجسته جامعه اطلاعاتی می‌رود و با بررسی اندیشه‌های مانوئل کاستلز، دن شیلر، نظریه جامعه شبکه‌ای و دیدگاه‌های مربوط به سرمایه‌داری دیجیتال، به اهمیت نقش مطالعات انتقادی در فهم مفهوم جامعه اطلاعاتی می‌پردازد.

نویسنده در فصل چهارم به نظریه فشردگی فضا و سرعت گرفتن زمان از دیوید هاروی می‌پردازد و رابطه آن با جامعه اطلاعاتی را مورد توجه قرار می‌دهد. نویسنده در فصل پنجم بیش از هر چیز به کالا شدگی فرهنگ و فرهنگ کالا شده پرداخته و نقش مخرب جامعه اطلاعاتی بر فرهنگ را برجسته می‌کند. فصل ششم را می‌توانیم از فصول مهم کتاب به حساب بیاوریم در این بخش مولف اثر سرعت و شتاب زدگی را به عنوان عنصر لاینفک جامعه اطلاعاتی مورد توجه جامعه‌شناسانه و فلسفی قرار داده و کوشیده نشان دهد نئولیبرالیسم و نظام سرمایه‌داری در ذات خود نیاز به سرعت دارد و ابزارهای ارتباطی و فناوری‌های اطلاعاتی می‌توانند تسهیل‌گر و در خدمت عملکرد این نظام باشند.

فصل هفتم و پایانی کتاب به نتیجه‌گیری اختصاص دارد و نویسنده با معرفی نگاه سوم به جامعه اطلاعاتی دیدگاه‌های خوشبینانه و بدبینانه نسبت به این مفهوم را رد می‌کند و داشتن شکی منطقی و همراه با میانه‌روی در استفاده از جامعه اطلاعاتی را مورد تاکید قرار می‌دهد. او در سطور پایانی کتاب می‌نویسد: «تا کنون جامعه اطلاعاتی در یک خلا دموکراتیک کارکردی سیاسی داشته است. تا زمانی که این خلا با سیاستی مشخص پر نشود، ما به سوی آینده‌ای با درس‌هایی از گذشته و مقصدی تیره و تار در حرکت هستیم. این وضعیت مشابه دور باطلی است که همیشه بر جای اول یعنی استفهامات سیاسی باز می‌گردد. ما مسئولیت فکری و سیاسی داریم تا در عمق این مساله کاوش کنیم و برای ترک‌هایی که در ساختمان واقعیت کنونی وجود دارد، به دنبال فضاهای مثبت باشیم تا بتوانیم تجمسی دیگر را رقم بزنیم.»

«جامعه اطلاعاتی» به قلم رابرت حسن با ترجمه داوود آقا رفیعی، ویراستاری غلامرضا آذری، در 284 صفحه، شمارگان 500 نسخه و قیمت 38 هزار تومان به همت انتشارات ثانیه در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

ایبنا

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...