«جویس کارول اوتس»، نویسنده آمریکایی، برنده جایزه ادبی ۲۰۰هزار یورویی «سینه دل دوکا»ی فرانسه شد.

جویس کارول اوتس سینه دل دوکا

به گزارش ایسنا به نقل از اکونومیک تایمز، جایزه جهانی «سینه دل دوکا»ی فرانسه که گران‌ترین جایزه ادبی این کشور محسوب می‌شود، اغلب به عنوان جایزه‌ای شناخته می‌شود که مسیر کسب جایزه نوبل ادبیات را هموار می‌کند و پیش‌تر برندگان نوبلی چون «آندره ساخاروف»، «ماریو بارگاس یوسا» و «پاتریک مودیانو» موفق به کسب این جایزه ادبی شده‌اند.

پنج رمان از نوشته‌های «جویس کارول اوتس» شامل رمان «بلوند» که به زندگی شخصی «مریلین مونرو» می‌پردازد تاکنون نامزد نهایی جایزه «پولیتزر» در بخش ادبیات شده‌ اما از کسب جایزه بازمانده‌اند. 

با این وجود، این نویسنده، شاعر و نمایشنامه‌نویس ۸۱ ساله تا امروز جوایز معتبری از جمله جایزه کتاب ملی آمریکا را کسب کرده و در کارنامه خود نگارش بیش از ۶۰ رمان، مجموعه داستان کوتاه، نمایشنامه و زندگی‌نامه را دارد. 

«جویس کارول اوتس» در چند سال اخیر یکی از شانس‌های دریافت نوبل ادبیات شناخته می‌شود و به دلیل پرداختن به موضوعات بحث‌برانگیز جامعه آمریکا در آثارش مورد تحسین قرار گرفته است. 

«جانورها»، «عشق تابستانی»، «مرد بدون سایه»، «کنار دروازه شمالی»، «آن‌ها»، «قصه‌های خیانت» و ... از جمله آثار این نویسنده آمریکایی هستند. 

عنوان جایزه «سینه دل دوکا» برگرفته از نام یک تاجر، تهیه‌کننده فیلم و یک انسان خیرخواه متولد ایتالیا است. این جایزه توسط موسسه فرانسه شامل آکادمی زبان و ادبیات فرانسه برگزار می‌شود. قرار بود جایزه «جویس کارول اوتس» طی مراسمی در ماه آینده اعطا شود که برگزاری مراسم آن به سبب شیوع ویروس کرونا لغو شد.

................ هر روز با کتاب ...............

لودویک یان، که به دلیل شوخی ساده‌­ای از حزب و دانشگاه اخراج شده و مجبور شده است که شش سال تمام در معادن زغال‌­سنگ کار کند، پانزده سال بعد وقتی با هلنا زمانووا، همسر رئیس سازمان حزبی دانشکده، روبرو می‌­شود، گمان می‌­کند فرصت انتقام را به چنگ آورده است ... لودویک آن زن را فریب می­‌دهد و در اختیار می‌­گیرد، اما به زودی خبردار می­‌شود که شوهر او دیگر با زنش زندگی نمی­‌کند. ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...