"اسکار وایلد" - نمایش‌نامه‌نویس و نویسنده‌ی نام‌دار ایرلندی - به‌عنوان بزرگ‌ترین بذله‌گوی بریتانیا انتخاب شد.

وایلد در نظرسنجی انجام‌شده از سه‌هزار دوست‌دار طنز و کمدی، 20درصد از آرا را کسب کرد و بالاتر از "اسپایک میلیگان" - کمدین معروف - قرار گرفت، که بر روی سنگ قبرش این نوشته به‌چشم می‌خورد: «من به شما گفته بودم بیمارم».

در این فهرست، "وینستون چرچیل" - سیاستمدار انگلیسی - به‌دلیل اظهارات تحقیرآمیز معروفش در رتبه‌ی پنجم قرار گرفته است.

"نوئل کوارد" - نمایش‌نامه‌نویس - هم در رتبه‌ی هفتم ایستاده است. او زمانی درباره‌ی شوخ‌طبعی گفته بود: «بذله‌گویی مانند خاویار گران‌بهاست. هرگز آن را مثل مربای پرتقال پخش نکنید.»

به گزارش ایسنا به نقل از رویترز، همچنین "مارگارت تاچر" - نخست‌وزیر انگلیس در سال‌های گذشته - که بیش‌تر برای شخصیت قاطعش معروف است تا برای گفته‌های طنزآمیز، بالاترین رتبه را در میان زنان انتخاب‌شده کسب کرد و در رتبه‌ی دوازدهم ایستاد.

جلد سوم از جایی آغاز می‌شود که دو بحث قبلی به سیاست می‌رسند: اگر آزادی به قانون عمومی و نظم غیرمتمرکز نیاز دارد، چگونه باید قدرت سیاسی را مهار کرد؟ در واقع، کتاب از اقتصاد شروع نمی‌شود و به سیاست ختم نمی‌شود؛ بلکه از محدودیت دانش انسان آغاز می‌کند و به محدودیت قدرت انسان می‌رسد... زبان، عرف، بخش مهمی از حقوق و البته بازار، بدون طراحی و برنامه‌ریزی ایجاد شده و حاصل مشارکت میلیون‌ها انسان است... آیا انسان می‌تواند جامعه را به‌طور عقلانی و از بالا طراحی کند؟ ...
نویسنده سعی دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا مشروعیت و ساختار حاکمیت در اسلام می‌تواند بر پایه‌ی عقد «وکالت» (نمایندگی از طرف مردم و شهروندان) استوار باشد یا لزوماً باید در قالب «ولایت» تعریف شود؟... در اسلام، هیچ‌کس بر دیگری حق حکومتِ تحمیلی ندارد؛ بلکه این حقِ خودِ انسان‌هاست که برای اداره‌ی زندگی اجتماعی‌شان، نماینده و وکیل انتخاب کنند. بنابراین، مشروعیتِ اعمال قدرت در دولت، از تنفیذ و توکیل آحاد شهروندان نشأت می‌گیرد ...
پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...