همایش سه روزه «اقبال لاهوری» شاعر شرق با حضور اشعری مشاور رئیس جمهور ایران و رئیس مرکز اسناد و کتابخانه ملی ایران در بمبئی هندوستان به کار خود پایان داد.

به گزارش فارس، به نقل از اداره کل روابط عمومی و اطلاع رسانی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، همایش سه روزه اقبال شاعر شرق توسط خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران و با همکاری مرکز تحقیقات زبان اردو انجمن اسلام از تاریخ نهم تا 11 اسفندماه در محل دانشگاه مهندسی بمبئی با حضور اشعری مشاور رئیس جمهور و رئیس مرکز اسناد و کتابخانه ملی، محمدی سرکنسول ایران، نجفی رایزن فرهنگی ایران در دهلی، صیف‌الرحمان سرکنسول کشور افغانستان، میرزایی مسئول خانه فرهنگ ایران و شخصیت‌های برجسته علمی و فرهنگی و روسای بخش‌های زبان فارسی و اردو و علاقه‌مندان به علامه اقبال آغاز شد.

محمد رضا میرزایی مسئول خانه فرهنگ ایران در هند گفت: برای اولین بار است که خانه فرهنگ ایران با همکاری انجمن اسلام بزرگداشتی برای علامه اقبال برگزار می‌کند.
وی افزود:علامه اقبال شیفته زبان و ادبیات فارسی و علاقمند به ایران بود. حامی و پشتیبان وحدت اسلامی بود، ارادت ویژه‌ای به حضرت رسول اکرم(ص) داشت.

دکتر نجفی؛ رایزن فرهنگی ایران در دهلی نو گفت: هند از اوایل قرن پنجم مهد فرهنگ و تمدن ایران و اسلام بود با حضور غزنویان در این سرزمین تا سال 932 هجری که دوره‌ی رسمی سلطنت مسلمانان آغاز گردید و بمدت 330 سال به طول انجامید و پس از آن تا 2 قرن حکومت تیموریان هند مقارن با حکومت صفویان در ایران بود فرهنگ ایرانی و اسلامی بوسیله زبان فارسی نقش عظیمی در احیاء سرزمین هند داشت. در این دوره هشتصد ساله شخصیت های علمی، ادبی و فرهنگی و بویژه عرفانی همچون میرسید علی همدانی فرهنگ ایران را چنان احیاء نمودند که مرحوم علامه اقبال درخصوص میرسید علی همدانی اظهار می دارد که او احیاگر ایرانِ صغیر در این سرزمین بوده است.

وی افزود:اقبال شخصیتی که در سیالکوت پنجاب هند متولد می شود و علیرغم اینکه زبان مادری‌اش پنجابی و زبان هم کیشانش هندی و زبانِ تحصیلاتش انگلیسی است. زبان فارسی را فرا می گیرد و تمام مفاهیم عرفانی، فلسفی و انقلابی خودش را در قالب زبان فارسی ریخته و به احیاگری جامعه می پردازد.

نجفی گفت:اقبال فارسی را بهترین محمل برای احیاء ارزشهای اسلامی و انسانی میدانست. شخصیتی که در عرفان مرید مولانا جلال الدین رومی بود و در غزل غالباً از حافظ پیروی می کرد. او با نوشتن "مثنوی اسرارِ خودی " افکار انسانها را معطوف به ارزشهای انسانی و مسلمانان را به ارزشهای اسلامی سوق می داد.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...