جایزه ویژه‌ی «پن پینتر» 2024 برای نویسنده شجاع سال به «علا عبدالفتاح» [alaa abdelfatah] رسید که با وجود اتمام دوران محکومیت پنج ساله خود همچنان در زندان مصر به سر می‌برد.

علا عبدالفتاح» [alaa abdelfatah]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، علا عبدالفتاح، نویسنده، توسعه‌دهنده نرم‌افزار و فعال بریتانیایی-مصری به عنوان نویسنده شجاع از سوی انجمن قلم (پن) انتخاب شد. این چهره ۴۲ ساله علی‌رغم اینکه محکومیت پنج ساله خود را به اتهام «انتشار اخبار کذب» کامل کرده است، هنوز در زندان مصر به سر می‌برد.

صنعا سیف، خواهر عبدالفتاح، ماه گذشته گفت: «به یاد داشته باشیم که او مرد بی‌گناهی است که هیچ جرمی مرتکب نشده است، اما با این وجود او در ۲۹ سپتامبر دوران زندان خود را به پاپان می‌رساند».

«نویسنده شجاع» بخشی از جایزه ادبی «پن پینتر» است و به نویسنده‌ای تعلق می‌گیرد که بتواند در تحقق خواسته هارولد پینتر یعنی «بیان حقیقت واقعی زندگی و جامعه» تاثیرگذار باشد. هر سال برنده جایزه ادبی پن پینتر جایزه خود را با نویسنده شجاعی که از میان فهرست کوتاهی از نویسندگان بین المللی که فعالانه از آزادی بیان دفاع کرده‌اند، سهیم می‌شود.

آرونداتی روی [Arundhati Roy] نویسنده هندی که برنده جایزه ادبی پن پینتر ۲۰۲۴ است، عبدالفتاح را به عنوان برنده جایزه نویسنده شجاع انتخاب کرده است.

Arundhati Roy wins PEN Pinter Prize

این نویسنده هندی گفت که می‌خواهد جایزه خود را با عبدالفتاح تقسیم کند، به همان دلیلی که مقامات مصری تصمیم گرفتند به‌جای آزاد کردنش در ماه گذشته، او را دو سال دیگر در زندان نگه دارند؛ زیرا صدای عبدالفتاح به همان اندازه که زیباست، خطرناک است و درک او از آنچه امروز با آن روبه‌رو هستیم همانند لبه خنجر تیز است.

عبدالفتاح، رهبر قیام ۲۰۱۱ مصر که باعث سرنگونی دیکتاتور سابق حسنی مبارک شد یکی از برجسته‌ترین زندانیان سیاسی مصر است که اکثریت دهه گذشته را در بازداشت گذرانده است. او در سال ۲۰۱۹ دستگیر شد و در دسامبر ۲۰۲۱ محکوم شد. مقامات مصری در ۲۹ سپتامبر، زمانی که حکم پنج ساله وی تمام شد، از آزادی او خودداری کردند، زیرا دو سالی را که او در بازداشت موقت سپری کرده بود محاسبه نکردند که خلاف موازین حقوقی بین‌المللی و قوانین جزایی مصر است.

در مراسمی در کتابخانه بریتانیا برگزار شد، لینا عطاالله، سردبیر روزنامه مستقل مصری «مدی مصر»، این جایزه را از طرف عبدالفتاح پذیرفت و گفت: «علا در نوشته‌هایش، مقالات روزنامه‌ها، پست‌های رسانه‌های اجتماعی و نامه‌های زندان، حقیقت را از طریق زبان پیدا می‌کرد. او همیشه این کار را نه به عنوان یک عمل تفکر خودخواهانه، بلکه به عنوان دعوتی برای یادگیری، فکر کردن و ادامه دادن با آن انجام داده است».

نائومی کلین، نویسنده و ستون‌نویس آمریکایی گاردین، که در این مراسم سخنرانی کرد، گفت: «علا عبدالفتاح مظهر شجاعت بی‌امان و عمق فکری است که آرونداتی روی (برنده جایزه ادبی پن پیننتر ۲۰۲۴) نماینده قدرتمند آن است و این موضوع انتخاب او را به‌عنوان نویسنده شجاع سال بسیار مناسب می‌سازد».

آرونداتی روی همچنین در این مراسم اعلام کرد که سهمش از جایزه نقدی پن پینتر به صندوق امداد کودکان فلسطین اهدا خواهد شد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...