مدیر انتشارات معین از تجدید چاپ‌های تازه رمان سه جلدی «مدار صفر درجه» و رمان دو جلدی «درخت انجیر معابد» احمد محمود، چاپ چهاردهم رمان «شما که غریبه نیستید» و چاپ سوم «نازبالش»  هوشنگ مرادی کرمانی در نمایشگاه کتاب تهران خبر داد.

به گزارش ایبنا، صالح رامسری، درباره تجدید چاپ‌های آثار احمد محمود گفت: «مدار صفر درجه» رمان سه جلدی احمد محمود، امسال برای عرضه در نمایشگاه چاپ دهم خود را پشت سر گذاشت. این رمان در 2000 نسخه و با قیمت 21 هزار تومان ارایه می‌شود.

«مدار صفر درجه» در سال 1372 منتشر شد و موضوع آن درباره انقلاب ایران است و وقایع آن نیز در شهر اهواز رخ می‌دهد.

رامسری همچنین درباره رمان «درخت انجیر معابد» که آخرین اثر این نویسنده است نیز توضیح داد: این رمان دو جلدی نیز که در سال 90 به چاپ نهم رسید، در شمارگان 2200 نسخه منتشر شده و قیمت آن نیز 12 هزار تومان است.

«درخت انجیر معابد» آخرین اثر بر جای مانده از این نویسنده است که در سال 1379 توسط انتشارات معین در دو جلد منتشر شد. این رمان پنجمین رمان محمود پس از رمان‌های «همسایه‌ها»، «داستان یک شهر»، «زمین سوخته» و «مدار صفر درجه» است.

مدیر انتشارات معین درباره تجدید چاپ آثار مرادی‌کرمانی نیز توضیح داد: «شما که غریبه نیستید» در نمایشگاه امسال کتاب با شمارگان 3300 نسخه به چاپ چهاردهم رسید؛ قیمت این کتاب 7 هزار تومان است. «ناز بالش» هم نوبت سوم چاپ را پشت سر گذاشت که شمارگان آن 3300 نسخه و قیمت آن  7 هزار تومان است.

به گفته رامسری، «مربای شیرین» مرادی‌کرمانی با چاپ پانزدهم و «قصه‌های مجید» با چاپ بیست و ‌پنجم در نمایشگاه امسال کتاب تهران ارایه می‌شوند.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...