کتاب «پرسه در هوای عشق» نوشته جین آستین با ترجمه مینا وکیلی‌نژاد توسط انتشارات کتاب تداعی منتشر و راهی بازار نشر شد.

پرسه در هوای عشق» نوشته جین آستین

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب یکی از عناوین مجموعه «vintage minis» انتشارات پنگوئن و در برگیرنده برش‌هایی از برخی‌آثار آستین توسط ویراستاران این موسسه نشر است. متن‌های انتخاب‌شده برای این اثر از کتاب‌های «عقل و احساس»، «غرور و تعصب»، «نورثنگر ابی» و «ترغیب» انتخاب شده و زمینه تمام آنها عشق و ازدواج است.

جین آستن با وجود این‌که در مدت حیات خود تن به ازدواج نداد، در تمام رمان‌های خود به موضوع ازدواج به‌ویژه در طبقه اشراف توجه جدی نشان داد و شوخی‌های ملایم و طنزهای گزنده‌ای برای نمایش رسوم اجتماعی زمانه خود در این‌زمینه خاص به کار برد. کتاب «پرسه در هوای عشق» شامل گزیده هایی در خور توجه از آثار او در همین‌زمینه است.

آستین از دهه ۱۷۷۰ تاکنون از مشهورترین نویسندگان جهان و انگلستان است که آثارش به زبان‌های مختلف ترجمه شده و بسیاری از منتقدان او را در زمره شگفت‌انگیزترین نویسندگان زن جهان در توصیف پیچیدگی ها، احساسات و زندگی بانوان معرفی کرده‌اند.

این‌کتاب با ۹۳ صفحه و قیمت ۲۷ هزار و ۵۰۰ تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...