کتاب «گورگم و داستان‌های ديگر» نوشته عماد عبادی توسط انتشارات نظام‌الملک روانه بازار کتاب شد.

گورگم و داستان‌های ديگر عماد عبادی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، بیست داستان کوتاه این مجموعه با موضوعات متنوع و با سبک‌های نوشتاری گوناگون، خواننده را به جهان داستانیِ خاص نویسنده دعوت می‌کند. عبادی با خلق شخصیت‌های آشنا اما کمتر دیده شده، نگاهی تحلیلی و دقیق به روابط انسان‌ها در موقعیت‌های ایجاد شده دارد.

نثر عبادی همانند داستان‌هایش عرصه‌های مختلف را تجربه می‌کند. زبان داستان‌ها ساده اما تاثیرگذار و احساس‌برانگیز است در عین حال گاهی زبان داستان میل به دشواری و بازی‌های فرمی از خود نشان می‌دهد. توصیف‌ها و فضاپردازی‌ها به گونه‌ای پیش می‌روند که آنِ داستان به ثمر می‌نشیند. در داستان‌های گورگُم عین و ذهن چنان به هم بافته شده که روایت را خواندنی و باورپذیر می‌سازد.

عماد عبادی مدرس دانشگاه است و علاقمندی‌اش به نگارش داستان و نمایشنامه است. از وی تاکنون رمان «آن دورها ابراهیم» و مجموعه نمایشنامه «ایستاده در مه» به چاپ رسیده است.

گورگُم در 152 صفحه با شمارگان 500 نسخه و قیمت 550هزار ریال توسط انتشارات نظام الملك منتشر و روانه بازار نشر گرديده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...