چاپ جدید کتاب «کرگدن‌ها هم عاشق‌ می‌شوند» نوشته عرفان نظرآهاری توسط انتشارات کتاب پارک برای کودکان منتشر و راهی بازار نشر شد.

کرگدن‌ها هم عاشق‌ می‌شوند» نوشته عرفان نظرآهاری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، داستان این‌کتاب مصور درباره کرگدنی تنها است که در جنگل راه می‌رود و دم‌جنبانکی اطرافش پرواز می‌کند. کرگدن در پاسخ به سوال دم‌جنبانک درباره تنهایی‌اش، می‌گوید: خب چون همه کرگدن‌ها تنها هستند. دم جنبانک هم می‌گوید یعنی تو حتی یک دوست هم نداری؟

کرگدن قصه نمی‌داند دوست یعنی چه؟ در ادامه قصه اما ماجرایی پیش می‌آید که کرگدن با عشق آشنا می‌شود.

پیش از این‌که داستان کتاب شروع شود، راوی آن می‌گوید: هزار سال پیش از این، پروانه‌ای کوچک بودم؛ روزی روی آستین پشمینه پوشی تندخو نشستم. پشمینه پوشی تندخو که از عشق نشنیده بود بودم... مهم نیست که او در این هزار سال واقعا چه ها کرد و چه ها گفت و کجاها رفت؛ من اما همه هزار سال را روی آستینش نشستم... چرا؟ نمی‌دانم! حالا هم این قصه را تقیم می‌کنم به او. به پشمینه پوش تندخو.

تصویرگری داستان این‌کتاب توسط امیر مفتون انجام شده است.

این‌کتاب با ۳۶ صفحه مصور رنگی، شمارگان هزار و ۲۰۰ نسخه و قیمت ۵۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...