«جایی کنار جاده» اثر علی خانی به تازگی از سوی انتشارات همشهری منتشر و روانه بازار کتاب شد. خانی در این اثر ۲۰ داستان کوتاه با موضوعات متنوع را روایت می‌کند.

جایی کنار جاده علی خانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، «جایی کنار جاده» شامل 20 داستان است که در آن نویسنده با تنوعی از موضوعات، گستره قابل توجهی از زندگی انسانی و اجتماعی امروز ما را به نمایش می‌گذارد. داستان‌های این اثر در عین واقع‌گرایی، ساده و عادی بودن، حاوی بینش‌های فلسفی و روانشناختی است.

خانی در اثر جدید خود تلاش دارد با دیدی موشکافانه، چالش‌های نهفته در موقعیت‌های معمولی و هر روزه را به فرصتی برای ارائه تفسیری درونی و هستی شناسانه از جهانی بدل کند که حیات جاری ما در آن به طعم لحظه‌ای است که سپری شده است.

«... سلوک‌های دردناک اولیه و سیاه‌ و‌ سفید ون‌گوگ، نغمه را تا بدبختی‌های دوران بچگی می‌برد. اینکه صبح زود، به ‌زور و با‌ زاری بیدار شود و مادرش تَرَک برداشتن بی‌دلیل فلاسک چای را به نحسی خلقیات او نسبت دهد، حالا در واپسین‌ لحظات، پسِ پرده‌ای‌‌ گرم و شور از‌ اشک، به خیال‌انگیزترین تصویر زندگی‌اش تبدیل شده ‌بود.»

«جایی کنار جاده» در 112 صفحه و با قیمت 30 هزار تومان توسط انتشارات همشهری منتشر شده و در دسترس علاقه‌مندان به جهان داستان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...