«جایی کنار جاده» اثر علی خانی به تازگی از سوی انتشارات همشهری منتشر و روانه بازار کتاب شد. خانی در این اثر ۲۰ داستان کوتاه با موضوعات متنوع را روایت می‌کند.

جایی کنار جاده علی خانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، «جایی کنار جاده» شامل 20 داستان است که در آن نویسنده با تنوعی از موضوعات، گستره قابل توجهی از زندگی انسانی و اجتماعی امروز ما را به نمایش می‌گذارد. داستان‌های این اثر در عین واقع‌گرایی، ساده و عادی بودن، حاوی بینش‌های فلسفی و روانشناختی است.

خانی در اثر جدید خود تلاش دارد با دیدی موشکافانه، چالش‌های نهفته در موقعیت‌های معمولی و هر روزه را به فرصتی برای ارائه تفسیری درونی و هستی شناسانه از جهانی بدل کند که حیات جاری ما در آن به طعم لحظه‌ای است که سپری شده است.

«... سلوک‌های دردناک اولیه و سیاه‌ و‌ سفید ون‌گوگ، نغمه را تا بدبختی‌های دوران بچگی می‌برد. اینکه صبح زود، به ‌زور و با‌ زاری بیدار شود و مادرش تَرَک برداشتن بی‌دلیل فلاسک چای را به نحسی خلقیات او نسبت دهد، حالا در واپسین‌ لحظات، پسِ پرده‌ای‌‌ گرم و شور از‌ اشک، به خیال‌انگیزترین تصویر زندگی‌اش تبدیل شده ‌بود.»

«جایی کنار جاده» در 112 صفحه و با قیمت 30 هزار تومان توسط انتشارات همشهری منتشر شده و در دسترس علاقه‌مندان به جهان داستان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...