کتاب داستان «هتل سی‌وسه ستاره» نوشته‌ آتوسا صالحی با تصویرگری عاطفه ملکی‌جو از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شد.

هتل سی‌وسه ستاره  آتوسا صالحی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، این کتاب قصه‌ دختر کوچکی به نام «سمیرا» است که دوست دارد مثل سایر هم‌کلاسی‌هایش در تعطیلات تابستان به مسافرت برود و داستان سفر خود را برای معلم بنویسد اما مدتی است که به خاطر عمل پای «سینا» برادر کوچک‌ترش این اتفاق نیفتاده است تا این‌که یک روز پدر تصمیم ‌می‌گیرد با کامیونش (خان‌خان) آن‌ها را به مسافرت ببرد و ادامه داستان... .

در بخشی از داستان کتاب «هتل سی‌وسه ستاره» آمده است:

«و من ستاره‌ها را شمردم: «ده... بیست... سی... سی‌وسه...» و گفتم «فهمیدم! اسم داستانم را می‌گذارم، هتل سی‌وسه ستاره.»

این کتاب برای گروه سنی نوخوان (۷+) در ۳۲ صفحه تمام رنگی در چاپ نخست با شمارگان ۲هزار و ۵۰۰ نسخه و قیمت ۱۶هزار تومان به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

دختر به پدر می گوید: برای تو همه جا میدون جنگه، ولی برای من نه... درباره‌ی یک زخم ناسور ملی ست، که این بار، از یک دعوای مضحک دونفره، سر باز کرده است. یک زخمی قومیتی، یک زخم مذهبی، یک زخم به پشتوانه‌ی سالها جنگ داخلی... فهمیدن اینکه همیشه و همه جا و در برابر همه کس نیاز به روحیه جنگاوری و سلحشوری نیست، و هر اختلافی را نباید تبدیل به جنگ حیثیتی کرد؛ سخت است ولی لازم ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...