سیدمهدی شجاعی با چند کتاب تازه و تجدیدچاپ آثار قبلی‌اش در نمایشگاه کتاب حضور خواهد داشت.

به گزارش ایسنا، کتاب «مارگزیده»، بازنویسی داستان‌های «کلیله و دمنه» برای کودکان و نوجوانان، با تصویرگری پژمان رحیمی‌زاده منتشر خواهد شد.

همچنین کتاب‌های «حکایت آن نامه» با تصویرگری حسام طباطبایی و گرافیک شاپور حاتمی درباره‌ی نامه‌ی پیامبر اسلام (ص) به خسرو پرویز - پادشاه ایران - که برای کودکان و نوجوانان بازنویسی شده، و «پهلوان و فیل» با تصویرگری فرهاد جمشیدی و الگوبرداری از نقاشی قهوه‌خانه‌یی به همراه گرافیک کوروش پارسانژاد با موضوعی نو درباره‌ی پهلوانی و جوانمردی، از دیگر آثار سیدمهدی شجاعی‌ هستند که منتشر خواهند شد.

از سوی دیگر، کتاب «حرف‌هایی که کهنه نمی‌شوند» دربرگیرنده‌ی سرمقاله‌های این نویسنده در مجله‌ی نیستان از سال 74 تا 76 (36 شماره با 30 سرمقاله) به چاپ خواهد رسید.

همچنین از آثار او، کتاب‌های «طوفان دیگری در راه است» (چاپ ششم)، «کشتی پهلوگرفته» (بیست و نهم)، «آیین زندگی» (چهارم)، «خدا کند تو بیایی» (هجدهم)، «از دیار حبیب» ( دوازدهم)، «پدر، عشق، پسر» (بیست و سوم)، «سری که درد می‌کند» (دوم) و «آفتاب در حجاب» (پانزدهم) تجدید چاپ خواهند شد.

به همراه آثار یادشده که امسال از سوی نشر کتاب نیستان در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران عرضه می‌شوند، از شجاعی، کتاب «دموکراسی یا دموقراضه؛ مقدمه‌ای بر تاریخ دموکراسی» نیز منتشر شده است، که در همان ایام توزیع خواهد شد.

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...